یحیی بنِ زید این ماهِ میامی

یحیی بنِ زید این ماهِ میامی - دیده زدشمن ظلمِ پیاپی

دیده زدشمن ظلم و ستمها - دیده زدوران رنج و المها

بر ضدِّ ظالم بوده قیامش - یاریِّ قرآن بوده پیامش

یارانِ او در دشتِ میامی - حمله به دشمن کرده پیاپی

دشتِ میامی رنگین زخون شد - اعدایِ قرآن خوار و زبون شد

یحیی و جمله یارانِ صادق - گشتند پر پر همچون شقایق

دشتِ میامی از خونِ یحیی - گشته است رنگین از جورِ اعدا

راسِ شریفش از تن جدا شد - دشتِ میامی چون کربلا شد

یحیایِ تنها را سر بریدند - اعدایِ یحیی شمر و یزیدند

این راهِ یحیی دارد ادامه - ای باقری تا یوم القیامه

این بارگاه و صحن و سرایش - از دوستان شد هدیه برایش

از واقفین و افرادِ خَیِّر - این کارِ نیکو چون ماهِ نیِّر

آئینه و فرش، آجر و آهن - شد وقفِ اینجا با نحوِ احسن

این شعردر میامی عید غدیر سال 1398


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاریحیی بن زیدمیامی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 19:54 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اینکه در اینجا بُود ذرّیه یِ پیغمبر است

اینکه در اینجا بُود ذرّیه یِ پیغمبر است - بارگاه و صحن او از عرش اعلی بر تر است

او بُوَد یحیی بنِ زیدِ بن علیِّ بنِ الحسین - باب و جدِّ او بُود خود پادشاهِ عالمین

بابِ او زید است آنکو جسمِ او بردار شد - بعد از آن سوزانده و خاکسترش بر باد شد

باد آن خاکسترش را بُرد برصحرا و کوه - کوهها شد بهرِ آن آقا مزاری با شکوه

دشت و جنگل هم زبهرِ او شدند صحن و سرا - از خراسان تا به کوفه، مکّه تا کوهِ حرا

بعد از آن صحن و سرایش قلبِ پاکِ شیعیان - ازمدینه تا خراسان، از نجف تا اصفهان

بعد از آن صحن و سرائی در میامی شد بِپا - گشت فرزندش در اینجا همچو درّی پُر بها

گرچه این صحن و سرا در ظاهر از یحیی بُوَد - لیک یک صحن و سرائی بهرِ آن آقا بُوَد

آری این صحن و سرایِ زید و هم یحیی بُوَد - گرچه اورا نیست قبری یادِ او اینجا بُوَد

باقری کن یادی از زیدِ پدر در این سرا - کن زیارت زید و یحیی اندر اینجا هردورا

این شعردر میامی عید غدیر سال 1398


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاریحیی بن زیدمیامی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 19:53 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

کیست این آقا؟ بود یحیی بن زید بن علی

کیست این آقا؟ بود یحیی بن زید بن علی - خود شهیدوجدّوبابش هم شهید ابن الشّهید

او بود فرزندِ زید آنکو ندارد بارگاه - بارگاه و قبرِ او را کس در این دنیا ندید

چونکه از بعدِ شهادت جسمِ او بر دار شد - بعد از آن سوزانده شد خاکسترش شد نا پدید

قاتلِ او بُد هشام آن ظالمِ ناپاکِ دون - آنکه بودی یک خبیث از آلِ مروانِ پلید

بعد از آن یحیی قیامی را زِ نو آغاز کرد - درخراسان و میامی ، او قیامی بس شدید

باقری یحیی که بود؟ فرزندِ زید بن علی - اوعلیهِ ظالمان جنگید تا که شد شهید

نصرسیّار، سلم اعور قاتلِ یحیی بن زید - با گروهِ ظالمینی همچنان شمر و یزید

تاختن بر یاورانِ حضرت یحیی بنِ زید - دربیابانِ میامی ، آن شرورانِ پلید

یاورانِ حضرتش را طاقتِ یاری نماند - جملگی مغلوب گشته یا که زخمی و شهید

راسِ پاکِ حضرتش را از تنش کردَن جدا - تحفه ای کردند بهرِ حاکمِ دوران ولید

جسمِ پاکِ حضرتش بر دار کردند از جفا - چار سال او رویِ دار و اینچنین ظلمی که دید؟

پس ابو مسلم سیه پوشید وجسمش دفن کرد - او گرفت از دشمنانش انتقامی بس شدید

جسمِ پاکش در میامی دفن شد دور از وطن - درکنارِ مدفنِ او چشمه ای آمد پدید

غسل کن با آبِ چشمه رو کنارِ مدفنش - کن زیارت قبرِ پاکش کن تو لعنت بر یزید

این شعردر میامی عید غدیر سال 1398


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاریحیی بن زیدمیامی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 19:52 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |