حاجِ قاسم، شد فدایی

حاجِ قاسم، شُد فدایی - در رهِ دینِ خدائی

سیزده یِ دیماه باشد - یادی از فصل جدائی

حاجِ قاسم یارِ زهرا - بود او سردارِ زهرا

افتخارش بُد که باشد - خادمِ در بارِ زهرا

بر دَرِ شاهِ خراسان - حاجِ قاسم بودخادِم

افتخارش بود خِدمت - بر درِ فرزند کاظِم

بوده او در زندگانی - رَهرُوِ راهِ هدایت

در تمامِ جبهه ها او - بُد فداییِ ولایت

سوخته اندر سحرگَه - پیکرش در آتشِ کین

دشمنِ شیطانِیِ او - بود بی وجدان و بی دین

قطعه قطعه شد سَحَرگَه - مثلِ اَربابش تَنِ او

در عزا بغداد و کِرمان - اینک اَندر ماتَمِ او

اربًا اربًا شد تنِ او - گشته او سردارِ بی سر

همچو اربابش حسین شد - دینِ حق را یار و یاوَر

در عزایش گریه دارد - دوستانش عاشقانه

از دوچشم دوستانش - اشک ‌ها باشد روانه

باقری این سالگردی - بهرِ آن سردار باشد

گریه دارد در عزایش - هرکه او را یار باشد

سروده شده سالگرد شهادت سردار دلها امیر سپهبد حاج قاسم سلیمانی سال 1401

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۱ | 11:2 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

کجایی ای سُلَیمانی کجایی

کجایی ای سُلَیمانی کجایی - شُدی در راهِ دینِ حق فدائی

کجایی ای شهیدِ راهِ قرآن - شهیدِ راه دین و راهِ ایمان

کجایی ای تو مَردِ آسِمانی - که گشته نامِ نیکت جاودانی

کجایی ای دَرِ زندان شکسته - تو زنجیرِ علایِقها گُسَسته

کجایی ای نوایِ بی نوائی - براهِ دینِ حق گشته فدایی

کجایی تو اَیا سردارِ دِلها - توئی اندر بهشت و باغِ گُلها

شُدی تو رَهروِ راهِ خدایی - شهیدِ راه دین و کربلایی

شدی تو زان بلا جویان عاشق - که بر عَذرای دین گشتی تو وامق

در این رَه تو ز جان و جا رهیده - تو بر مقصود و هم مَقصَد رسیده

اَز اَوَّل مَقصَدِ تو کویِ جانان - نمودی طَی تو این رَه را شتابان

تو جان دادی که تا جانان سِتانی - تو نان دادی که تا ایمان سِتانی

تو اَندر راهِ دین گشتی فدائی - تو از روی و رِیا کردی جدائی

تو گشتی یاورِ هر ناتوانی - تو یاور بر همه مستضعفانی

تو آن هشت سال، دائم جبهه بودی - دفاع از دین و از ایران نمودی

تو در سوریّه و افغان و لُبنان - مُواجه بوده ای با جُند شیطان

مسیحی، ایزدی، سُنّی وَ شیعه - تَشَکُّر از تو دارد هَر طَلیعه

تو کَندی ریشه یِ هرداعشی را - تو خامُش کرده ای هر آتشی را

تو پایان داده ای بر فتنه ای نَو - تو چون خورشید داری نور و پَرتَو

گَهی بودی عراق و گاه ایران - گَهی سوریّه، گَه غَزَه وَ لُبنان

فلسطینی و افغانی به یادت - بُوَد هر روز و شب بعد از شهادت

چو دیدی آتش و آتش فروزی - نه شب آرام بودی وَ نه روزی

نهایت آرزویَت بُد شَهادت - شهادت را تو میدیدی سَعادت

تو با پهپادِ آمریکایِ شیطان - شُدی غلطان به خون در راهِ رحمان

بِروزِ سیزده، از ماهِ دی ماه - بخون غلطیده ای، وقتِ سحرگاه

تو اندر شامِ جمعه، در سحرگاه - بدادی جانِ خود، در راهِ اَللّه

تو اَیّامِ عزایِ فاطمیّه - شُدی مُلحَق، به آن خیرُ البَریّه

چِنان آن دشمنان جانت سِتانده - که جُز دَستی ز توباقی نمانده

بروزِ سیزدهِ دی، در سَحرگاه - بِشَد خورشیدِ ما با ماه همراه

ابو مهدی چنان ماه و تو خورشید - که بر مستضعف و محروم تابید

ابومَهدی مُهندس، یارِ دیرین - به همراهت سپرد، او جانِ شیرین

ابومَهدی که یارت سالها بود - به جنگِ داعش و دَجّالها بود

ترور شد با همان پهپادِ شیطان - به همراهِ تو شد راهیِ رضوان

شدید هردو رفیقِ با اِرادت - رفیق و یار، تا فصلِ شهادت

درودِ ما به روحِ هردوتان باد - مَکانِتان، بِهِشتِ جاودان باد

شهیدان عِندَ رَب، هُم یُرزَقُون اَند - هَم اُلگویِ تَمامِ مُؤمِنُون اَند

شهیدان شمعِ راه زِندگانند - مُعَلِّم بهرِ ما، در هر زمانند

شهیدان باقری، چون شمعِ راهند - برای دینِ حق، پُشت و پناهند

سروده شده سالگرد شهادت سردار دلها امیر سپهبد حاج قاسم سلیمانی سال 1401

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱ | 18:21 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

‏مرد ميدان حاج قاسم جانِ ما

‏مرد ميدان حاج قاسم جانِ ما - عبدِ يزدان حاج قاسم جانِ ما

در چهل سال او به ميدانِ نبرد - دشمن دون را زبون و خسته كرد

بود او یارِ حسینِ فاطمه - در تمامِ جبهه ها بی واهمه

گاه در سوريّه گاهي در عراق - بود روياروي با هر قُلچماق

هشت سال او در نبردِ بعثيان - بود يار و ياورِ رزمندگان

در فلسطين در نبردِ با يهود - يار و ياور بهرِ جند اللّه بود

در عراق او بود یارِ اَلحَشد - داعشیها را همی کرد او رَصَد

در کنارِ زینبیّون روز و شب - بود در حمص و حما، درعا، حَلَب

هم به لبنان يارِ نصراللّه بود - رهنمائى بهرِ حزب اللّه بود

او براهِ دین و قرآن و یقین - بود همراهِ امیر المؤمنین

در دفاع و یاریِ مستضعفان - گویِ سبقت را ربود از همگنان

او اطاعت داشت از پیرِ خُمین - اقتدا کرد او به یاران حسین

بهرِ رهبر حضرتِ سیّد علی - بود او همراه و یارِ همدلی

بود در میدان بدونِ واهمه - در دعا و در نماز و زمزمه

عاقبت شد کشته یِ راهِ خدا - جانِ او در راهِ ایمان شد فدا

قطعه قطعه پیکرش در راهِ دین - گشت مُلحق با امیرِ مؤمنین

عاقبت خیری نصیبش گشته است - در کنارِ اولیا بنشسته است

باقری بود اندر این ‏دورانِ ما - مرد ميدان حاج قاسم جانِ ما

سروده شده به مناسبت سالگرد شهادت حاج قاسم


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ | 16:7 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

حاج قاسم مرد ميدان و عمل

حاج قاسم مرد ميدان و عمل _ حاج قاسم رَسته از كين«کَید»و دغل

حاج قاسم بود مرد كارزار _ بُد مساوي يك تنه با صد هزار

حاج قاسم پُشت بر دشمن نكرد _ او فرار از جنگ اهريمن نكرد

حاج قاسم ياورِ مستضعفان _ بود هرجا, هر زمان و هر مكان

حاج قاسم مرد میدانِ جهاد _ فتح کرد او هرکجا که پا نهاد

بود با نیروی قدسش در جهان _ در کنارِ جمله یِ مستضعفان

مردِ میدان در عراق و سوریا _ هم به لبنان و فلسطین، لیبیا

در جنوب و غرب ایران در دفاع _ هم به لُبنان، صور و صیدا و بُقاع

درهرات و بلخ و کابل مستشار _ بر جهادیهای مؤمن، دین مدار

فاطمیّون را هِدایت کرده است _ زینبیّون را حمایت کرده است

حیدریّون را نجف تا بوکمال _ رهنمائی ها نمود آن بی مثال

او اُوِیسِ این زمان بُد در یمن _ در تَعِز، صَنعا و صعده، اِب، عدن

بود در فلّوجه، موصل، بوکمال _ در حلب، سنجار، اِدلِب، در نزال«نضال»

هرکجا پا مینهاد آن شیر مرد _ رهنما میشد به میدانِ نبرد

مالك اشتر بُد از بهر علي _ در كنار حضرتِ سيّد علي

بود او هارون مکّی این زمان _ بر ولیّ امر این دور و جهان

در تنور جنگها آن قهرمان _ بی محابا میشد او با جسم و جان

با دلاور مردی پیشینه اش _ دو نشان فتح شد بر سینه اش

گیرد او چونکه نشانِ ذوالفقار _ دست رهبر بوسد او با افتخار

بر سرِ او بوسه رهبر ميزند _ نيشتر برقلب كافر ميزند

آن كراواتِ ترامپِ بی کتاب _ بند پوتينش نيايد در حساب

چون قمار بازش بخواند آن شیر مرد _ زخمِ قلبِ کهنه یِ او تازه کرد

بود دنبالِ تقاصی آن پلید _ در فرودگاهی ز کین کردش شهید

حاج قاسم رقص و جولان کرد و رفت _ رقص در خون مردِ میدان کرد و رفت

باقری ؛ گفته است آن مردانِ مرد _ مردِ میدان گاه جولان و نبرد

«رقص و جولان بر سر میدان کنند / رقص اندر خون خود مردان کنند»

«چون رهند از دست خود دستی زنند / چون جهند از نقص خود رقصی کنند»

شعرازمولوی در مثنوی معنوی دفتر سوم است :

رقص آنجا کن که خود را بشکنی / پنبه را از ریش شهوت بر کنی

رقص و جولان بر سر میدان کنند / رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند / چون جهند از نقص خود رقصی کنند

سروده شده در سالگرد شهادت سردار دلها 13 دیماه 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ | 16:6 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

‏ اين گفته ي سردارِدلهاست*ماملّتِ امام حسينيم

اين گفته ي سردارِدلهاست*ماملّتِ امام حسينيم - درياوري ازدين وقرآن*ماپيروِ پيرِخمينيم

در راهِ دین ما پایِ کاریم*پایِ حسین ما ایستادیم - از کودکی با شیرِ مادر*در وادیِ دین پا نِهادیم

گوئيم با يزيدِ دوران*ما بوده و هست و همينيم - درياوري از دين و قرآن*هرگز ز پا نمينشينيم

حسين به ماتعليم داده است*خود را رهيم از بارِ ذلّت - هیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة باشد*شعارِ حَقِی بهرِ مِلَّت

محرّم و صفر برايِ ماها*درسی زِ حُرّيّت بداده - آزادگي و غيرت و دين*اندر وجودِ ما نهاده

محرّم وصفربرایِ*دینِ خداباشدنگهبان - چون درسِ دین داری وغیرت*داده حسین به هرمسلمان

ما رهروِ سجّاد و زينب*در امتدادِ كربلائيم - برياوري ازدين و قرآن*ما رو برو با هر بلائيم

ما چون حسين نميپذيريم*هر بندگي و بردگي را - ما خوانده ايم اندرمقاتل*آزادي و آزادگي را

ما ازحسين آزادگي و*هيهاتَ مِنَّا الذِّلّة خوانديم - ما در صراطِ مستقيمِ*قرآن و دين پاينده مانديم

ازعمّه یِ سادات زينب*اين جمله يِ زيبا شنيديم - درراه دين و حق و قرآن*ماها بجز خوبي نديديم

اِلّا جَمِیلًا ما رَاَیتُ*فرمایِشِ آن قهرمان است - دراین کلامِ خوب و زیبا*بس نکته ای زیبا نهان است

ازحضرت سجاد هم ما*درسی بسی زیبا گرفتیم - که در رَهِ حق و عدالت*در وادیِ ذِلَّت نیفتیم

گفت او زِبهرِما همین بس*که گَشته است برما کرامت - از جانِبِ حقِّ تعالی*برخاندانِ ما شهادت

ما مِلَّتِ امام حسینیم*هم رهروِسَجّاد و زینب - در راهِ دین ما پایِ کاریم*آماده ایم هر روز و هر شب

آماده یِ فرمانِ رهبر*درهر زمان و هر مکانیم - اسلام با شد زنده تا که*ماهم کنارش زنده مانیم

ای باقری سردارِدلها*داده به ماها درسِ غیرت - درسِ حسینی زندگی را*داده به ما درسِ شهامت

سروده شده محرم سال 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:45 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

ای سلیمانی شهیدِ راهِ دین

ای سلیمانی شهیدِ راهِ دین - ای شهیدِ راهِ ختم المرسلین

ای شهیدِ راهِ دین، راهِ شرف - حامیِ کرببلا و هم نجف

زینبیّه در امان از یاریَت - در امان سوریه از سرداریَت

کربلا گرشد دوباره کربلا - با سپهداریِ تو شد برملا

زینبیّون، فاطمیّون، یارِ تو - گشت آن مُحسن یکی سردارِ تو

داعشیها گرشدند در الفرار - کشته یا آواره هر شهر و دیار

تو نمودی کارِ داعش را تمام - بر جراحتها تو دادی التیام

کینه ات بر قلبِ امریکا نشست - تا که رگهایِ تو را از هم گسست

سیزدهِ دی در کمین از راهِ دور - بمب و راکت منفجر کرد آن شرور

سیزدهِ دی آن شروران از هوا - حمله کردند برتو ای عبدِ خدا

جسمِ پاکت گشت از کین چاکچاک - چون شهیدِ کربلا بررویِ خاک

ای سلیمانی سلیمانِ زمان - اوفتادی در کمینِ روبهان

داد او شهدِ شهادت را بتو - داد اِبریقِ سعادت را بتو

در شبِ جمعه شدی از ما جدا - پر گشودی تا ملاقاتِ خدا

بسته شد گر دیدهِ آگاهِ تو - لیک مییابد ادامه راهِ تو

تو به ما درسِ شهادت داده ای - درسِ اخلاق و عبادت داده ای

شیربودی، ببر بودی ای دلیر - لیک بودی از تواضع سر بزیر

مالکِ اشتر تو در این سرزمین - بُد شجاعت در وجودِ تو عجین

مالک اشتر تویی در این زمان - باعلی بودی تو در این نهروان

قاتلِ تو شد ترامپِ بی حیا - تو شهیدِ ظلم و جورِ اشقیا

شد عزادارت نجف تا کربلا - هم دُجَیل و دجله بهرت در عزا

دجله هم از بهرِ تو نالان شده - هم فرات از بهرِ تو گریان شده

درعزایت زینبیّون را ببین - فاطمیّون، حیدریّون را ببین

یاورانت از تمامِ جبهه ها - صور و صیدا و حلب تا کربلا

خاطراتت را کنون احیا کنند - یادِ آن دوران برایِ ماکنند

ازمهاباد و شلمچه همرهان - خاطراتی را کنند اینک بیان

در تمامِ جبهه ها بودی چو شیر - ای سپهبُد، پاسداری بس دلیر

مقتدایِ ما به اخلاص و عمل - هم مبرّا از نفاق و از دَغَل

باقری ایران شده اندر عزا - هم تمامِ مسلمین زین ماجرا

سروده شده در روز شهادت سردار سپهبُد پاسدار حاج قاسم سلیمانی 13دی 1398


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:19 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شام غریبان را ببین، قاسم، سلیمانی

شام غریبان را ببین، قاسم سلیمانی - افسرده یاران را ببین، قاسم، سلیمانی

ای حامیِ مستضعفین، قاسم، سلیمانی - ای یاورِ قرآن و دین، قاسم، سلیمانی

حامیِ لبنان و عراق، هم فلسطینی - بودی تو دائم در کمین، قاسم، سلیمانی

ازما جداگشتی تو ای، سردار اسلامی - جسمِ تو پنهان در زمین، قاسم، سلیمانی

کشته تو را شمرِ زمان، دشمنِ اسلام - با بمب و با راکت زکین، قاسم، سلیمانی

مردو زن و پیرو جوان، آمد به تشییعت - با وسعتِ ایران زمین، قاسم، سلیمانی

لبنان و سوریه، عراق، اندر عزایِ تو - گریان و نالان و غمین، قاسم، سلیمانی

خاورمیانه در عزا، اندر عزایِ تو - ای یاورِ مستضعفین، قاسم، سلیمانی

اندر عراق و سوریه، ریشه کن کردی - تو داعش از رویِ زمین، قاسم، سلیمانی

بُد دشمنان اندر هراس، در عراق و شام - بس که تو بودی تیزبین، قاسم، سلیمانی

شد انتقامِ سختِ تو، آرزویِ ما - با حکمِ قرآنِ مبین، قاسم، سلیمانی

گیریم واللّه انتقام، از دشمنِ جانی - درهرکجایِ این زمین، قاسم، سلیمانی

ای یانکیِ غربی برو، در خانه ات بنشین - کرده تورا خانه نشین، قاسم، سلیمانی

تا انتقامت ای سپهبُد، نَک سیه پوشیم - ما باتمامِ مسلمین، قاسم، سلیمانی

امروز گشته در عزا، مردو زنِ کرمان - از دفنِ یاری بی قرین، قاسم، سلیمانی

ای باقری گو تسلیت، برمردمِ کرمان - هم ملّتِ ایران زمین، قاسم، سلیمانی

سروده شده به مناسبت شب شام غریبان سردار سپهبد قاسم سلیمانی 17دی1398


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارسردارسلیمانی

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:19 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |