
فاطمیّه گشته ایام عزا
فاطمیّه گشته ایامِ عزا - ازبرای مصطفی ومرتضی
فاطمیه وقتِ اشك وآه شد - غصه ها باسوزِدل همراه شد
فاطمیه قصّه ای ازرنجهاست - قصّه ای ازآه وسوزمرتضی است
فاطمیه وقتِ آه وناله است - ناله بر زهرایِ هجده ساله است
فاطمیه شرحِ دیواراست ودر - شرح آن مظلومی وخونِ جگر
فاطمیه گشته شیعه دلغمین - همچوعاشوراوروزاربعین
فاطمیه شدعزایِ دیگری - بهرِجمع فاطمی وحیدری
فاطمیه همچوعاشوراشده – درعزا ذرّیه یِ زهراشده
فاطمیه پرچمی بهرِعزا - گشته برپا برسرایِ اولیا
فاطمیه كرده خورشیدی غروب - كرده برپا شوروحزنی درقلوب
گرمحرم سبطِ زهرا كشته شد - فاطمیه دست حیدربسته شد
گرمحرّم گشته سرازتن جدا - فاطمیه گشته آن بی بی فدا
گرمحرّم خیمه ها برهم زدند - فاطمیه خیمه یِ ماتم زدند
گرمحرّم شد عزایِ فاطمه - فاطمیه شدعزابهرهمه
فاطمیه ماعزا برپا كنیم - ماعزاداری چوعاشوراكنیم
فاطمیه روضه خوانانیم ما - درعزا پیروجوانانیم ما
شیعیان هنگامه یِ شوروعزا - باردیگرآمده بهرشما
فاطمیه مجلسی برپا كنید - آه وناله همچوعاشوراكنید
مهدیِ صاحب زمان ای باقری - درعزاباشد چوما و رهبری
سروده شده درفاطمیه سال 1390
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
شامِ غریبانِ حضرتِ زهرایه
شامِ غریبانِ حضرتِ زهرایه - شامِ غریبانِ اُمِّ ابیهایه
شامِ غریبانِ ذُرِّیه یِ زهراست - شامِ غریبانِ نورِ دلِ طاهاست
شامِ غریبانِ طفلانِ زهرا شد - شام غریبانِ حضرتِ مولا شد
شامِ غریبانِ زهرا بُوَد امشب - تنها و بی یاوَر مولا بُوَد امشب
تنهاترین تنها امشب علی باشد - تنها و بی یار و بی همدلی باشد
بُد فاطمه یار و پُشت و پناهِ او - در هر غم و دردی بُد تکیه گاه او
دیگر برای او پشت و پناهی نیست - در هر غم و دردِ او تکیه گاهی نیست
مولا چه سازد با طفلانِ بی یاوَر - گر نیمه هایِ شب خواهند از او مادر
ای باقری، امشب شام غریبان است - مولا علی امشب محزون و نالان است
سروده شده روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیهاسال 1401
مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
وبلاگ اشعار باقری
http://asharebageri.blogfa.com
کانال یار خراسانی
https://splus.ir/yarekhorasanirahabar
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
روزِ شهادتِ فاطِمَةُ الزَّهراست
روزِ شهادتِ فاطِمَةُ الزَّهراست - روزِ شهادتِ اِنسِیَّةُ الحوراست
روزِ شهادتِ پاره تنِ باباست - روزِ شهادتِ صِدّیقه یِ کُبراست
روزِ شهادتِ مادرِ ماهایِ - روزِ شهادتِ یاورِ ماهایِ
روزِ شهادتِ اُمِّ ابیهایِ - روزِ شهادتِ حامیِ بابایِ
روزِ شهادتِ یاورِ قرآنِ - روزِ شهادتِ حامیِ اَدیانِ
روزِ شهادتِ اُسوَه یِ ایمانِ - روزِ شهادتِ مامِ شهیدانِ
روزِ شهادتِ اُسوَه یِ زنهایِ - روزِ شهادتِ بانویِ تنهایِ
روزِ شهادتِ مِحوَرِ ایمانِ - روزِ شهادتِ مَکتب و قرآنِ
ما میزنیم اِمروز به سینه و برسَر - ما میشویم اِمروز به دینِ حق یاوَر
گریه کنیم اِمروز بهرِ یتیمانش - ما میشویم اِمروز یارِ عزیزانَش
همچو ِمُحَرَّم شد شَهادتِ زهرا - دوباره شد اِمروز چو روزِ عاشورا
شهیده شُد اِمروز چو مامِ پیغمبر - ما میزنیم اِمروز برسینه و بر سَر
ما همچو عاشورا اِمروز عزاداریم - بر ماتمِ زهرا اشک از بَصر باریم
ای باقری اِمروز مامردمِ ایران – ریزیم اشکِ غم جمله چنان باران
سروده شده روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها
مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
وبلاگ اشعار باقری
http://asharebageri.blogfa.com
کانال یار خراسانی
https://splus.ir/yarekhorasanirahabar
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
جنابِ فاطمه اندر جوانی
جنابِ فاطمه اندر جوانی - شُدَش پایانِ عُمر و زِندگانی
وصیَّت کرد آن دُرِّ یگانه - به غُسل و کَفن و دَفنِ خود نهانی
بگفتا با علی، زهرایِ اَطهر - دمِ آخِر چنین دُختِ پیمبر
که غُسل و کفن و دفنِ مَن شبانه - نما پنهان از این اَعدایِ کافر
بِتاريكي علي زهراي خود را - شبانه شُستشُو داد و كَفَن كرد
بِدور از چشمِ مَردُم نيمه يِ شب - شقايق را نهان در ياسمن كرد
حَسَن را و حُسين و زينبين را - صدا زد بارِ ديگر بهرِ ديدار
بگفتا بهرِ این دیدارِ آخر - بيائيد اي يتيمان دل افكار
به بر گيريد اينَك مادرِ خويش - که اینک این وداعِ آخرین است
وداع آخرين با او نمائید - که شامِ آخرِ این مَه جبین است
شُدَند آن طفلكانِ زار و نالان - کنارِ جِسمِ مادر دیده گریان
گرفته جسمِ مادر را در آغوش - به اشک و ناله و با آه و افغان
حسن مانند بلبل نغمه سر كرد - حسين از گريه عالم را خبر كرد
کنارِ جسمِ مادر زَينَبَينَش - روان از ديده خوناب جگر كرد
صدایی شُد بلند از آسمانها - پس از آن ناله و آه و فغانها
جدا کن یا علی این طفلها را - زِ جِسمِ مادرِ مظلوم و تنها
به مرگِ فاطمه یَثرِب عزادار - زمین و آسمان هَم گشته غمبار
مدینه، باقری گشته سِیَه پوش - علی هم گشته محزون و دل افکار
سروده شده فاطمیه سال 1401
مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
وبلاگ اشعار باقری
http://asharebageri.blogfa.com
کانال یار خراسانی
https://splus.ir/yarekhorasanirahabar
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ قبرِ نا معلوم
سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ قبرِ نا معلوم - سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ حیدرِ مظلوم
سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ مُحسِنِ پاكش - سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ قَبرِ غمناكش
سلامِ ما به حضرتِ زهرا، حَسَن, حُسَينِ او - سلامِ ما به حضرت زهرا وَ زَينبينِ او
سلامِ ما به حضرتِ زهرا وَ ناله هايِ او - سلامِ ما به حضرتِ او وَ سُلاله هايِ او
سلامِ ما به پهلويِ بشكسته یِ تو يا زهرا - سَلامِ ما به سینه یِ مجروح و خسته یِ تو یا زهرا
سلامِ ما به بازویِ گشته کبودت ای مادر - سلامِ ما به لحظه یِ سِقطِ جَنینِ تو اَز دَر
سلامِ ما به قیام و قُعُودَت ای بانو - سلامِ ما به رکوع و سُجودت ای بانو
سلامِ ما به تو اي سيِّدِ جليله يا زهرا - سلامِ ما بتو مظلومه یِ عليله يا زهرا
سلامِ ما بتو و گریه هايِ طولانيت - سلامِ ما به تو و شام هايِ ظُلمانيت
سلامِ ما به تو وَ کودکان بی مادَر - سلامِ ما به تو وَ ناله هایِ آن همسر
سلامِ ما به تو وَ جمله یِ عزاداران - به فاطمیه که هستند در عزا یاران
کُنَد سلام باقری اینک از این عزاخانه - به آنکه نیمه شبی دفن شُد غریبانه
مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
وبلاگ اشعار باقری
http://asharebageri.blogfa.com
کانال یار خراسانی
https://splus.ir/yarekhorasanirahabar
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
مادرِ سادات شُدی تو شَهید
مادرِ سادات شُدی تو شَهید - روحِ مناجات شُدی تو شَهید
ماهِ جمادی شده ماهِ عزات - ماه مُحرّم شده از نو پدید
ظلم و سِتم گشت به دُختِ نبی - آتشِ کین شد به سرایِ ولی
ظلم و ستم بعدِ نبی شد فزون - به فاطمه هم حسنین و علی
بعدِ نبی تیغِ ستم آختند - بر درِ بیتِ عَلَوی تاختند
به بیتِ زهرا و علی و نبی - آتشِ ظلم و ستم انداختند
بازویِ زهرا شده از کین سیاه - شهید شد مُحسنِ او بی گناه
پهلویِ زهرا بشکست از غلاف - میان آن کوچه یِ بی سر پناه
مریضه شد فاطمه از ضربِ در - دید بَسی ظُلم زِ بعدِ پدر
سینه و بازوش کبود و سیاه - گشت خوراکش غَم و خونِ جگر
عُمر شریفش چو بِشُد خاتمه - کرد وصیّت به علی، فاطمه
گفت: مرا غسل بِدِه، دَفن کُن - نیمه یِ شب که خواب باشد همه
مادرِ سادات برفت از جهان - شد غم و ماتم به دلِ شیعیان
نیمه یِ شب غُسل بدادش علی - دَفن و کَفَن گشت زِ مردم نِهان
شهید شد مادرِ غمدیده ها - مدفنِ او نهان شد از دیده ها
قبرِ شریفش ز همه شد نهان - خاصه زِ کوران و زِ خوابیده ها
تا برسد مهدیِ صاحب زمان - برون شَوَد زِ پرده رازِ نهان
روز ظُهورش بِشَوَد آشکار - مرقَدِ او بر همه یِ شیعیان
باقریا روزِ ظهورِ اِمام - بگیرد او زِ دشمنان اِنتِقام
مُنتقِمِ خونِ خدا چون رَسَد - کَندَه شود ریشه یِ قَومِ ظلام
سروده شده فاطمیه سال 1401
برای مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری روی لینک زیر کلیک فرمائید
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
http://asharebageri.blogfa.com
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
سَیِّدا مامِ شما را کشتند
سَیِّدا، مامِ شُما را کشتند - علی آن شیر خدا را کشتند
کشته از ظُلم و جفا گشت حَسَن - هم حُسین نورِ خدا را کشتند
کشته شد فاطمه آن دُخت نبی - مِحوَرِ آلِ عبا را کشتند
گریه و ناله شد از عرش بلند - تا که ناموس خدا را کشتند
پُشتِ دَر، بینِ دَر و آن دیوار - خامِسِ آلِ کِسا را کشتند
بینِ دیوار و درِ آن خانه - مُحسِن آن عبدِ خدا را کشتند
ثُلثِ سادات زِ دنیا کَم شد - چونکه آن مُحسِنِ ما را کشتند
باقری، فاطمه چون گشت شهید - کربلا هم شُهدا را کشتند
سروده شده فاطمیه سال 1401
برای مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری روی لینک زیر کلیک فرمائید
http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
فاطمه، در سقیفه شدی توشهید
فاطمه، در سقیفه شُدی توشهید - غَصبِ حق در سقیفه گشت پدید
بهرِ غصبِ حُقُوقِ شما و عَلی - مُنتَخَب شد قُلی بِجایِ وَلی
در سقیفه چه کارها کردند - آبروئی ز دینِ ما بردند
چند نفر سرنَوشتِ امّت را - داد تغییر با قُلِیِّ بی پروا
جابِجا شد زِ خاتَم چِنانکه که نگین - شد وَلیِّ خدای خانه نشین
در سقیفه چو شد خلیفه ای معلوم - شد وصِیِّ نبی ز حق محروم
بود قُطبِ رُحَی مکانِ علی - چرخشِ حق و دین به بنانِ علی
در زبانِ علی نبود جُز قرآن - در بیانِ علی نبود یک بُطلان
حکمِ او حُکم قرآن و دین و خدا - از خدا لحظه ای نبود جدا
فاطمه را میان کوچه آزردند - سندی را زدستِ او بردند
شد شکسته میانِ کوچه پهلویش - گشت آزرده و کبود بازویش
سینه اش بین دیوار و در مجروح - شد جنینش شهید و هم بی روح
اوّلین ظُلم بر نبیّ و وَلِی - شد به زهرا و هم به علی
ظُلمها بر علی و همسر شد - فاطمه در میان بستر شد
شد ضعیف روز بِروز آن بانو - تا که از ضَعف فتاد از زانو
در جمادی شهید شُد زهرا - از جهان نا اُمید شُد زهرا
شد علی بی پناه و بی یاور - کودکانش یتیم و بی مادر
حسنین، زینبین چه افسرده؟! - از غمِ مادرند پژمرده
باقری گوید از غَمِ عُظما - لَعَنَ اللّهُ قاتِلِیکَ یا زَهرا
سروده شده دهه فاطمیه 1401
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
طفلانِ زهرا ، با يادِ مادر ، گريان و نالان
طفلانِ زهرا ، با يادِ مادر ، گريان و نالان - اندر عزايِ ، مامِ شهيده ، سر در گريبان
گويند مادر ، اي نورِ چشم و ، روح و روانم - جاي تو خالي ، در خانه شُد اي ، آرامِ جانم
بودي تو مادر ، نورِ دو چشم و ، تاجِ سرِ ما - بودي تو مادر ، بِهتَر كلامي ، در دَفترِ ما
بودي تو مادر ، آرامِشِ ما ، در زندگاني - نامِ تو مادر ، در دفترِ ما ، شد جاوداني
اي جانِ مادر ، جایِ تو خالي ، در خانه باشد - بي بال و پر اين ، طفلانِ تو چون ، پروانه باشد
بعد از تومادر ، مارا چه دستی؟ ، بر سر نَوازَد؟! - بعد از تو مادر ، این کودکانت ، بهر کِه نازَد؟!
رفتي تو مادر ، جايِ تو خالي ، در اين جهان است - اي مادر اَمّا ، روشن زِ نورِ ، رويت جَنان است!
گشتی شهیدِ ، ظلم و سِتم در ، فصلِ جوانی - اَندر جوانی ، گشته غروبَت ، این زندگانی
ای مادرِ ما ، با تازیانه ، بازوت خستند - پهلویِ تو با ، ضربِ غلافِ ، سیفی شکستند
با میخِ پُشتِ ، دَر سینه ات را ، مجروح کردند - ششماهه طفلت ، اندر رَحِم را ، بی روح کردند
بعدِ پیمبر ، گشتی مریضه ، از ظلم وکینه - رفتی زِ دنیا ، اندر جوانی ، ای بی قرینه
بعد پیمبر ، هفتادو پنج روز ، زهرایِ اَطهَر - بودی به دنیا ، با درد و رنج و ، با ظلمِ بی مَر
ای باقری رفت ، زهرایِ اَطهَر ، از دارِ دنیا - گشته یتیم و ، بی مادر اکنون ، طفلانِ زهرا
بهرِ حسین و ، بهرِ حسن وَ ، هَم زینبین است - روزِ مدینه ، چون شامِ تار و ، پُر شور و شین است
سروده شده دهه فاطمیه سال 1401
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
ما برایِ شُهدا سوّم و هفتم میگیریم
ما برایِ شُهدا سوّم و هفتم میگیریم - تسلیت میگیم همه به همسرش یا پدرِش
ما میریم سرِ مزارش میخونیم یک فاتحه - تسلیت میگیم همه به قوم و خویش و همسرِش
بعدِ چِلّه سرِ سالش سال گردی میگیریم - میکنیم یادی از اونها تو خونَش یا دفترِش
مانوازش میکنیم بچّه هایِ شهیده را - تسلیت میگیم همه به خواهرش یا مادرِش
درِ خونه ی شُهدا ماها با تاجِ گُل میریم - یا پیامِ تسلیت به خواهر و برادرِش
امّا جونِ همگی قربونِ اون شهیده ای - که کسی نبود در اون نیمه یِ شب دور و برِش
نیمه شب تو تاریکی دور زِ چشمِ مَردُما - کفن و دفن و غُسلِ او هست همگی با همسرِش
کِیِه اون شهیده؟ هست! اُمُّ ابیها فاطمه - اونی که ملائکه صف میکَشَن دور و بَرِش
نیمه شب تو اون خونه اسما بود و امام علی - زینبین و حسنین، دو دختر و دو پسرِش
اون همه مسلمونا تویِ مدینه بی خبر - چون وصیّت کرده بود بی بی یِ ما به همسرِش
قبرِشَم مخفی شده تو مدینه ی مسلمونا - چونکه اون مسلمونا آتیش زدن به اون درِش
بارالاها برسون مهدیِ زهرا و علی - تا بگیره انتقام از دشمنایِ مادرِش
جونِ جُمله عالمی قربونِ مادرِ نبی - باقری قربونِ او و بچّه هاش و همسرِش
سروده شده فاطمیه سال 1400
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
هر دختری که ام ابیها نمیشود
همسر بُوَد زیاد به دنیا کنون ولی - هرهمسری خدیجه کبرا نمیشود
خواهر بُوَد زیاد به دنیا کنون ولی - هرخواهری که زینب کبرا نمیشود
مادر بُوَد زیاد به دنیا کنون ولی - هرمادری که حضرت زهرا نمیشود
دختر بُوَد زیاد به دنیا کنون ولی - هر دختری که ام ابیها نمیشود
بنما نگه به اُمّ ابیهایِ مصطفی - بعد از نبی چگونه بدید است ظُلمها
از بهرِ یک خلیفهِ ناحق پس از نبی - آتش زدند بعدِ نبی خانه یِ وَرا
کشتند بینِ آن درو دیوار مُحسنش - شش ماهه آن جنین شده است سقط از جفا
مجروح گشت سینه یِ زهرا زِ میخِ در - شد این ستم به فاطمه زان قومِ بی وفا
روز دگر میان کوچه زدش او به ظلم و کین - بازویِ او نمود وَرَم، ضربِ آن لعین
بیمار گشت مادرِ سادات و بستری - دَه هفته بعد گشت شهید او به راهِ دین
گشت او فدایِ دینِ نبی بعدِ رحلتش - رفت او از این جهان و بِشُد با پدر قرین
ای باقری بِشُد چه ستمها به فاطمه - بعد از نبی زِ دستِ یهودانِ مسلمین
سروده شده فاطمیه سال 1400
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
دیروز، پریروز؛ صدایِ مادری در پشتِ در بود
دیروز، پریروز؛ صدایِ مادری در پشتِ در بود
یک دست، به دیوار؛ وَ دستِ دیگرِ او بر کمر بود
میگفت: نامردا؛ با ضربِ در بکشتند محسنم را
این، قتلِ محسن؛ به مولامان علی ظلمی دگر بود
دیروز، پریروز؛ همه رجّاله هایِ جُندِ شیطان
آتش، فکندند؛ به آن بیتی که بُود آن بیتِ رحمان
میگفت: بیارید؛ هیزُم، آتش زنم این خانه رامن
زنده، نمانَد؛ یکی اَز اهلِ این خانه کماکان
آتش، فکندند؛ به بیتِ وحیِ حق از رویِ کینه
شد، خاطراتی؛ از آن آتش برا اهلِ مدینه
ازآن، آتش بود؛ زدند آتش خِیامِ کربلا را
آن آتشی، بود؛ عجیب آتش، دگر چشمی نبینه
وَه که، چه ظلمی؛ نمودند با قری بر آلِ طاهاک
که شُد، ازآن ظلم؛ الی یوم القیامه ظلمِ برما
اَیا، یااَللّه؛ فَکَن آتش به قبر آن آتش افروز
اَندَر، به دوزخ؛ شَوَد آن آتش افروز حقّ زهرا
سروده باقری پور فاطمیه سال 1400
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
حسن، حسین و زینب - دیگه مادر ندارَن
حسن، حسین و زینب - دیگه مادر ندارَن
دیگه کسی ندارَن - سر روزانوش بزارَن
بی مادری چی سخته - برایِ این یتیمان
این شب وروزا دارَن - اونا دوچشمِ گریان
سخته برایِ کودک - جایِ مادر که خالیست
گریه کُنَن یواشک - ای وای این چه حالیست
هست پدر، ولیکن - نگیره جایِ مادر
دارن کنارِ بابا - گریه برایِ مادر
از بابائی میپرسن - مادرِمون کجایه
خانه بدونِ مادر - چِقدر بی صفایه
بابا میگه عزیزان - نورِ دوچشمانِ من
حسن، حسین، زینبین - دُردانه طفلانِ من
مادرِ مظلومه تان - شهیدِ کینه هایند
شهید ظُلمِ آنان - که دشمنِ خدایند
بگیرد انتقامِ - مادرِ مظلومه تان
به لُطفِ حق، حضرتِ - مهدیِ آخر زمان
مهدی آخر زمان - چونکه نماید ظهور
ای باقری میشود - جهانِ ما پر زِ نور
سروده شده دهه فاطمیه سال 1400
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
جماد الاوّل و آخرعزایِ حضرتِ زهرا
جماد الاوّل و آخرعزایِ حضرتِ زهرا - بود جانِ همه عالم فدایِ حضرتِ زهرا
بشد ماهِ جمادی و به هر کوی و به هربرزن - به هرجا مجلسی برپا برایِ حضرتِ زهرا
بشد هفتاد و پنج روز از عزایِ حضرتِ احمد - که برپا شد زنو بزمِ عزایِ حضرتِ زهرا
بشد پنج و نود روز از عزایِ حضرتِ احمد - که برپا شد زنو بزمِ عزایِ حضرتِ زهرا
پس از پیغمبرِ خاتم بشد نالان عزیزِ او - ولی افسوس نشنیدند صدایِ حضرتِ زهرا
پس از پیغمبرِ خاتم چه ظلمی شد به زهرایش - نترسیدند از قهرِ خدایِ حضرتِ زهرا
چه شد ازبعدِ پیغمبرکه زهرا را زکین خستند - بلند از پشتِ درباشد نوایِ حضرتِ زهرا
به بسترخفته آن بانو زضعف و فرطِ بیماری - که زینب از خدا خواهد شفایِ حضرتِ زهرا
بشدچون کفن ودفنِ اوبه یک نیمه شبی مخفی - علی در نیمه شب دارد نوایِ حضرتِ زهرا
زبانِ ما بود الکن زمدحِ دختِ پیغمبر - چو جبریل وخدا گوید ثنایِ حضرتِ زهرا
همه خواهان شفاعت ازشفیعه ی روزحشراستیم - همه باشیم دردنیا گدایِ حضرتِ زهرا
کسی نشناخت قدرش را اگرکه اندراین دنیا - تو در روزِ قیامت بین بهایِ حضرتِ زهرا
چو آید درصفِ محشرببینی حشمت و جاهش - فتد اعدایِ او آنگه بپایِ حضرتِ زهرا
شفیعِ دوستان گردد بیوم الحشر آن بانو - بود بردوستان لطف وصفایِ حضرتِ زهرا
بخواه ای باقری از حق که آید مهدیِ زهرا - بگیرد انتقام از دشمنایِ حضرتِ زهرا
سروده شده دهه فاطمیه سال 1397
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
فاطمیه هست عاشورایِ ما
فاطمیّه هست عاشورایِ ما - شدشهید ازمیخِ درزهرایِ ما
میخِ دربرسینهِ زهرا نشست - از غمِ او پشتِ پیغمبر شکست
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
فاطمیه هست عاشوری دگر
فاطمیّه هست عاشوری دگر - بر سرِماها بود شوری دگر
فاطمیّه شرحِ درد فاطمه است - شرحِ آن ایّامِ سردِ فاطمه است
فاطمیّه شرحِ سیلی خوردن است - فاطمیّه اشک غم افشردن است
فاطمیّه شرحِ غصبِ حق بود - شرحِ آن ایّامِ بی رونق بود
فاطمیّه شرحِ آتش بر در است - شرحِ آن ایّام دود و آذر است
فاطمیّه شرحِ دردِ مرتضی است - شرح آتش بر درِ بیت الهدا است
فاطمیّه شرحِ اشک و غم بود - بهر شیعه موسمِ ماتم بود
فاطمیّه شرحِ غمها ، دردها است - شرحِ بی وجدانیِ نامردهاست
فاطمیّه شرحِ سقطِ یک جنین- زان عزادار آسمانها و زمین
فاطمیّه شرحِ تجدیدِ غم است - بارِ دیگر بهرِ ما محرّم است
فاطمیّه باز عاشورا شده - باقری حزنی دگر برپاشده
سروده شده فاطمیه سال 1396
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
فاطمیّه گشته ایام عزا
فاطمیّه گشته ایامِ عزا - ازبرای مصطفی ومرتضی
فاطمیه وقتِ اشك وآه شد - غصه ها باسوزِدل همراه شد
فاطمیه قصّه ای ازرنجهاست - قصّه ای ازآه وسوزمرتضی است
فاطمیه وقتِ آه وناله است - ناله بر زهرایِ هجده ساله است
فاطمیه شرحِ دیواراست ودر - شرح آن مظلومی وخونِ جگر
فاطمیه گشته شیعه دلغمین - همچوعاشوراوروزاربعین
فاطمیه شدعزایِ دیگری - بهرِجمع فاطمی وحیدری
فاطمیه همچوعاشوراشده – درعزا ذرّیه یِ زهراشده
فاطمیه پرچمی بهرِعزا - گشته برپا برسرایِ اولیا
فاطمیه كرده خورشیدی غروب - كرده برپا شوروحزنی درقلوب
گرمحرم سبطِ زهرا كشته شد - فاطمیه دست حیدربسته شد
گرمحرّم گشته سرازتن جدا - فاطمیه گشته آن بی بی فدا
گرمحرّم خیمه ها برهم زدند - فاطمیه خیمه یِ ماتم زدند
گرمحرّم شد عزایِ فاطمه - فاطمیه شدعزابهرهمه
فاطمیه ماعزا برپا كنیم - ماعزاداری چوعاشوراكنیم
فاطمیه روضه خوانانیم ما - درعزا پیروجوانانیم ما
شیعیان هنگامه یِ شوروعزا - باردیگرآمده بهرشما
فاطمیه مجلسی برپا كنید - آه وناله همچوعاشوراكنید
مهدیِ صاحب زمان ای باقری - درعزاباشد چوما و رهبری
سروده شده درفاطمیه سال 1390
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
ادامه مطلب را ببينيد
