دیروز، پریروز؛ صدایِ مادری در پشتِ در بود
دیروز، پریروز؛ صدایِ مادری در پشتِ در بود
یک دست، به دیوار؛ وَ دستِ دیگرِ او بر کمر بود
میگفت: نامردا؛ با ضربِ در بکشتند محسنم را
این، قتلِ محسن؛ به مولامان علی ظلمی دگر بود
دیروز، پریروز؛ همه رجّاله هایِ جُندِ شیطان
آتش، فکندند؛ به آن بیتی که بُود آن بیتِ رحمان
میگفت: بیارید؛ هیزُم، آتش زنم این خانه رامن
زنده، نمانَد؛ یکی اَز اهلِ این خانه کماکان
آتش، فکندند؛ به بیتِ وحیِ حق از رویِ کینه
شد، خاطراتی؛ از آن آتش برا اهلِ مدینه
ازآن، آتش بود؛ زدند آتش خِیامِ کربلا را
آن آتشی، بود؛ عجیب آتش، دگر چشمی نبینه
وَه که، چه ظلمی؛ نمودند با قری بر آلِ طاهاک
که شُد، ازآن ظلم؛ الی یوم القیامه ظلمِ برما
اَیا، یااَللّه؛ فَکَن آتش به قبر آن آتش افروز
اَندَر، به دوزخ؛ شَوَد آن آتش افروز حقّ زهرا
سروده باقری پور فاطمیه سال 1400
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارفاطمیه
تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 20:41 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |
