زینب كبری شده روان سوی قتلگاه

آه ازآن ساعتی كه – با دو صد اشك وآه

زینب كبری شده – روان سوی قتلگاه

دید كه شمرلعین - سویِ حسینش رود

زبهرقتل حسین – نوردوعینش رود

گفت بده مهلتی – تاكه وداعش كنم

لحظه آخربود – كمی نگاهش كنم

زگرمی آفتاب - سایه كنم برسرش

زخم فراوان بود - بربدن اطهرش

تشنگی اش را ببین – جرعه آبش بده

بهرخداونبی - تویك جوابش بده

حسین صدایش شنید – گفت ایاخواهرم

بروسوی خیمه اَی – حافظ اهل حرم

چون بسویِ خیمه ها – باغم دل بازگشت

برای اهل حرم - اسارت آغازگشت

دقایقی بعدازآن – زلزله ای اوفتاد

بجان اهل حرم – ولوله ای اوفتاد

سرحسین شدجدا – گشت بنوك سنان

ازاین مصیبت شده – ولوله ای درجهان

زمـیـن كربـبـلا - گشت بجوش وخروش

بانگ الاقدقتل – رسدزهرسوبگوش

روان شده ذوالجناح – بناله واشك وآه

شیهه كنان میرود – زغم سوی قتلگاه

باقری آندم غمین – زینب كبری شده

چونكه بدشت بلا – اسیرغمهاشده

حسین حسین یا حسین - حسین حسین یا حسین

حسین حسین یا حسین - حسین حسین یا حسین


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارمحرم وصفر ، اشعارمصائب حضرت زینب

تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 10:21 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |