در حجره یِ در بسته تنها

در حجره یِ در بسته تنها

جان می سپارد سبطِ زهرا

صورت به دیوارِ غریبی می گذارد

در حجره یِ در بسته تنها جان سپارد

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

وا غربتا فرزندِ زهرا

ابن الرّضا مولایِ ما رفته زدنیا

راحت شده از غصّه ورنج و ستمها

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

واغربتا فرزندِ زهرا

افتاد از آه و نفس جان میسپارد

سر را به دیوارِ غریبی میگذارد

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

مینالدازغم سبطِ زهرا

بیرونِ حجره جعده با خیلِ کنیزان

شادی کنان و دف زنان از ظلم و طغیان

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

مینالد ازظلم وستمها

جان میسپارد تشنه چون جدّ غریبش

از همسرِ نادان شده محنت نصیبش

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

گشته شهیدازظلم اعدا

جسمش به پشتِ بام و زیرآسمان است

بالِ کبوترها برایش سایبان است

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان

درحجره یِ دربسته تنها

گشته شهیدازظلم اعدا

سه روزوشب جسمِ شریفِ او رها شد

ای باقری این ظلم برابن الرّضاشد

از زهرِ کین خون شد دلش

شد همسرِ او قاتلش

مولا تقی جان - مولا تقی جان


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارامام جواد«ع»

تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 16:21 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |