شبهاي جمعه فاطمه با چشمِ گريان
شبهاي جمعه فاطمه با چشمِ گريان - آيد كنارِ مرقدِ شاهِ شهيدان
شبهايِ جمعه فاطمه با آه و زاري - آيد سرِ قبرِ حسين با اشكِ جاري
شبهايِ جمعه فاطمه زهرايِ اطهر - بهرِ حسينش ميزند بر سينه وسر
شبهايِ جمعه فاطمه در شورو شين است - اشك از دو چشمانش روان بهرِ حسين است
شبهايِ جمعه فاطمه ناموسِ داور - آيد زجنّت همرهِ حوّا و هاجر
با مريم و با آسيه با خيلِ حوران - آيد سرِ قبرِ حسين شاهِ شهيدان
درخيمه گاهِ كربلا با ناله و آه - ريزد براي آن شهيدان اشكِ جانكاه
بهرِ حسين از ديده ها گوهر فشاند - بهرِ حسين از سوزِ دل نوحه بخواند
آيد به تلِّ زينبيّه آن حزينه - نالد برايِ زينبش آن بي قرينه
افتد نگاهش زان بلندي سويِ ميدان - بيند فتاده بي سر آن شاهِ شهيدان
بيند كه زينب ميزند بر سينه وسر - راسِ حسين بر دامنِ شمرِ ستمگر
ريزد ميانِ قتلگه اشك از دو چشمان - باشد بلند ازآن حزينه آه و افغان
چون ني نمايد ناله ها آن تيره معجر - بهرِ حسينش ميزند بر سينه وسر
بهرِ حسين و اكبرش اشكش روان است - بهرِ ابا الفضلِ رشيد اندرفغان است
ازبهرِ اصغرذكرِ لالائي بخواند - ازبهرِ قاسم نوحه و زاري نمايد
محشر كند زهرا زمينِ كربلا را - درگريه وا دارد همه ارض و سما را
گويد سرِ قبرِ حسين با چشمِ گريان - بنگر به حالِ مادرِ افكار و نالان
گويد حسينِ من الا اي نورِ باري - گشتي شهيدِ راهِ حق با جان نثاري
راست جدا شد تشنه و آبت ندادند - آبي به آن اطفال و احبابت ندادند
لب تشنه راسِ انورت از تن بريدند - اين كوفيان و شاميان بس كه پليدند
اي باقري از گريه يِ زهرايِ اطهر - گردد زمينِ كربلا چون روزِ محشر
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: حضرت زهرامراثی
