چهل منزل بروي نيزه ميبردند قرآن را
چهل منزل بروي نيزه ميبردند قرآن را - چنين ظلمي كند محزون، دلِ گبرو مسلمان را
چهل منزل برويِ نيزه ره پیموده راسِ شاه - ببين ظلم و جفا بي حد و حصر از آلِ سفيان را
چهل منزل بروي ني كنار خواهر و دختر - كند غمگين و نالان اين، جفاها، هر مسلمان را
چهل منزل نموده طی، زِ کوفه تا به شهرِ شام - برویِ نیزه یِ دشمن، تلاوت کرده قرآن را
نموده بیست مکان آن سر، تلاوت آیه یِ قرآن - سخن گفتن، سرِ بی تن، ببین آیاتِ یزدان را
صدوبیست بار سخن گوید، زکوفه تا به شهرِ شام - سرِ سبطِ رسول الله، ببین اعجازِ رحمان را
به آن راهب سخن گوید، سرِ سبطِ رسول الله - ببین در دیرِ نصرانی، سرِ شاهِ شهیدان را
يهودي و مسلمان و مسيحي زين جفا نالد - نديده عالم و آدم در اين حد، كفر و طغيان را
شده مهمانِ شامیها، پس از طیّ چهل منزل - ولی سنگ جفا باشد، پذیرایی یِ مهمان را
به سنگ کینه بنمودند، از این مهمان پذیرایی - عجوزِ شامی آن سنگش، شکست ارکانِ ایمان را
به طشتِ زر نهاد آن سر، یزیدِ بر خدا کافر - به چوب خیزران کرد او، به لرزه عرش يزدان را
به پیشِ چشمِ دختر زد، به چوبش بر لب و دندان - نهاده زیرِ پایِ خود، یزید آیاتِ قرآن را
یهود و گبر و نصرانی، غضبناک از چنین کاری - ولی این کارِ زشتِ او، نموده شاد شيطان را
بگو ای باقری لعنت، به شمر و ابنِ مرجانه - خدا هم در جحیمِ خود، بسوزد آلِ سفیان را
سروده شده محرم سال 1399
صدوبیست بار سخن گوید...ازکتاب تکلم امام حسین (ع) از ناحیه سر مقدس و رگهای بریده در صد و بیست محل : شیخ علی فلسفی
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارمحرم وصفر
