محمّد رسول خدای قدیر

محمد رسول خدای قدیر - حبیب خدا و بشیر و نذیر

ز سوی خدا او شده مفتخر - به لولاك تاج رسالت بسر

بغار حرا اندر آن كوه نور - بشد جبرئیلش ورا در حضور

پیام الهی بدو وانمود - كه اقرء بنام خدای و دود

به تخت رسالت بر آمد بپا - نمود از رسالت چو برتن قبا

ز نور رسالت درخشان جبین - درخشان نموده سما و زمین

به یكدست قرآن بدستی دگر - گرفته زمام جمیع بشر

زغار حرا او چو آمد برون - بعالم بشد یك تنه رهنمون

بگفت از ثر یا همی تاثری - سلام علیك ای نبی الوری

نبی ای كه ماندی یتیم از پدر - پدر گشته اینك بكل بشر

«یتیمی كه ناخوانده ابجد درست» - «كتبخانه هفت ملت بشست»

یتیمی كه نادیده استاد راه - به استادیش چشم دوزد پگاه

یتیمی كه نادیده مكتب به هیچ - نموده جهان سوی دانش بسیج

یتیمی كه ننوشته خط هیچگاه - معلّم شده بهر خورشید و ماه

یتیمی كه خواندن نداند یقین - شده امر اقرء ز روح الامین

بگوید كه خواندن ندانم كه چیست - مرا تا به این لحظه خواندن نزیست

بخوان باسم ربّك تو را آفرید - زمین و سما جمله زو شد پدید

كه انسان همو آفرید از علق - سپیده دم و حبه را فانفلق

بخوان باسم ربّك كه اكرم بود - كه خلّاق انسان و عالم بود

بود باقری خالقی با كرم - كه تعلیم داده ترابا قلم


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاربعثت حضرت محمد«ص»

تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 10:42 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |