شداربعینِ شاهِ شهیدان

شداربعینِ شاهِ شهیدان

شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران

اربعين آمد عزا ازسر گرفت

‏اربعين آمد عزا از سر گرفت _ انس و جن را ماتمي ديگر گرفت

اربعین دركربلاماتم سراشد

اربعین دركربلاماتم سراشد - اهلبیت مصطفی اندرعزا شد

اربعین آمد دلم را غم گرفت

اربعین آمد دلم را غم گرفت – برشهیدكربلاماتم گرفت

زعاشورا گذشته ار بعینی

شده یک اربعین از بعدِ عاشور

شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور

چهل روزه عزادارِ حسینیم

چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم

چهل روزاست رفتم زین بیابان

چهل روزاست رفتم زین بیابان – بسوی شام با این قوم عدوان

چهل روز است دارم اشک و ماتم

چهل روز است دارم اشک و ماتم – زبهرِ اشرفِ اولاد آدم

اربعین و کاروان در کاروان

اربعین و کاروان در کاروان – میرسد درکربلای عاشقان

به همراهِ سجّاد و زینب

به همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا ما روانیم

اربعين آمد اربعين آمد

‏اربعين آمد اربعين آمد _ باز عزايِ آن شاهِ دين آمد


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۵ | 21:4 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

به همراهِ سجّاد و زینب

به همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا ما روانیم

برایِ شهیدانِ عاشق - تمامی به آه و فغانیم

پیاده ببین اندر این راه - زن و مرد و پیر و جوان را

از این زائرینِ پیاده - ببین نوحه، آه وفغان را

همه نوحه خوانیم بهرِ - شهیدانِ دشتِ بلائی

همه عاشقانِ حسینیم - همه مؤمنانِ خدائی

بهِ همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا رهسپاریم

سرشگِ غم و اشکِ ماتم - بدامان زِ حسرت بباریم

ز شامِ سِیَه باز گشته – کنون آن اسیران، رهایند

پس از سی، چهل روزِ پُر غم - سرودِ رهائی سرایند

سویِ کربلا رهسپارند - در این روزها آن عزیزان

شوند اربعین بر مزارِ - حسین و علی و شهیدان

چِها دیده اند این چهل روز – عزیزانِ زهرا وحیدر

پس از قتلِ شاه شهیدان - چِها شد به آلِ پیمبر

کنون اربعینِ رهائی است - برایِ عزیزانِ زهرا

کنون زائرِ کربلایند - عزیزانِ اولادِ طاها

رها از قُیودِ اِسارت - شد ای باقری آن اسیران

پس از سی چهل روزِ ننگین - رها از قیودِ لعینان

سروده شده ایام زیارتی اربعین سال 1401


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ | 18:41 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شعار امسالیِ ما اربعین

شعار امسالیِ ما اربعین - برایِ ما و همه یِ زائرین

قَولِ نبی هست : «أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» - حسینِ زهرا بُوَدَم نورِ عین

گفت مُحَمّد: وَلَدِی نورِ عین - «حُسَینُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ»

گفت مُحَمّد: که حسین از من است - مُحِبّ او زِ هر گزند ایمن است

من از حسینم که بُوَد یارِ من - در ره دین است نگهدارِ من

دینِ من از حسین شَوَد پایدار - بلند از او نامِ خداوندگار

دینِ خدا از او شَوَد سرفراز - پرچمِ اسلام از او برفراز

هست حسین یاورِ دینِ خدا - گشته حسین در رهِ دین جان فدا

نورِ دو چشمانِ نبی و علی است - ز جُمله صِبیان، بِه از هر صَبی است

بِدوش احمد بِشَوَد چون سوار - میشوَدَش محبّتی پایدار

بوسه زد او چون به لبانِ حسین - گفت: حسین است مرا نورِ عین

گفت: که هست حسین ریحانِ من - بُوَد حسین چون نَفَس و جانِ من

هست حسین، سَیّدِ اهلِ جنان - سَیّد و سالارِ همه مؤمنان

حُبّ حسین به قلبِ هرمؤمن است - او زِ عذابِ آخرت ایمن است

حسین امامی زِ امامان بود - هادیِ رَه به نیک نامان بود

حسین مصباحِ هدایت بُوَد - در رهِ دین هادیِ امّت بُوَد

باقریا، گفته نبی نورِ عین - «حُسَینُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ»

سروده شده به مناسبت شعار اربعین سال 1401


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۱ | 18:38 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اربعين آمد اربعين آمد

‏اربعين آمد اربعين آمد _ باز عزايِ آن شاهِ دين آمد

باز تجديدِ حزن و غم گشته _ گويي عاشورا باز بر گشته

نينوا از غم پُر شرر گشته _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

قبر پاكِ آن طيّب و طاهر _ شد پذيرايِ اوّلين زائر

اولين زائر گشته است جابر _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

او به قبرِ شَه یک اشارت كرد _ مرقدِ شه را او زيارت كرد

او زيارت را با طهارت كرد _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

با کمکهایِ خالقِ علّام _ شامیان گشتند عاقبت بد نام

اهلبیتِ شَه باز گشت از شام _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

اهلبیتش با زينب و سجّاد _ رسته از قیدِ ظلم و استبداد

از اسارتها گشته اند آزاد _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

زینب و سجّاد، باقر و کلثوم _ بر سرِ قبرِ آن شَهِ مظلوم

گریه ها دارند بهرِ آن معصوم _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

یادِ عاشورا باز شد زنده _ علقمه گشته باز شرمنده

نامِ شاهِ دین هست پاینده _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

شد چهل روز از قتلِ شاهِ دین _ اربعین شد یک سُنَّت و آئین

باقری بهرِ اربعین غمگین _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد

اربعين آمد اربعين آمد

سروده شده اربعین سال 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:53 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اربعين آمد عزا ازسر گرفت

‏اربعين آمد عزا از سر گرفت _ انس و جن را ماتمي ديگر گرفت

اربعين چون روزِ عاشورا شده _ بارِ ديگر در جهان غوغا شده

هر خيابان, هر محل, هرخانه اي _ گشته از بهرِ حسين غمخانه اي

روضه خوان ونوحه خوان وسينه زن _ جمله ازپيروجوان ومردوزَن

جملگي بر اهلبيتِ مصطفا _ روضه خوان و سينه زن, نوحه سرا

كربلا از بهر عبّاس و حسين _ جملگي از مرد و زن در شور و شين

جملگی با هروله سویِ حرم _ در عزا بر آن امامِ محترم

جابرِ انصاری از آن راهِ دور _ آمده بهرِ زیارت در حضور

با عطیّه آمده در کربلا _ آن مُحِبِّ عاشقِ غم مبتلا

آمدند از شامِ هم، با شور و شين _ آن اسيران بر سرِ قبرِ حسين

آري آرى آمدند از شامِ غم _ بر سرِ قبرِ حسین، اهلِ حرم

با ورودِ اهلبيتِ مصطفا _ شد سرِ قبر حسين، غوغا بپا

دید زینب در محلِّ قتلگاه _ مرقدِ پاکِ حسین، با شور و آه

رویِ قبرش، پرچمی با سوز و ساز _ تا قیامت آن عَلَم در اهتزاز

در کنارش قبرِ هفتاد دو تن _ جملگی آسوده از رنج و محن

اهلبیتِ مصطفی خُرد و کلان _ در زمینِ کربلا شیون کُنان

شد مجدّد مجلسِ و بزمِ عزا _ بر شهیدان و حسینِ آندم بِپا

هر یکی بهرِ شهیدی نوحه گر _ نی نوا هم در عزا شد سَر بِسَر

دِجله هم گریان شده بهرِ فُرات _ هم بهشت و کوثر و آبِ حیات

آن زنان و کودکان، سینه زنان _ هر یکی بهرِ شهیدی نوحه خوان

آن يكي گويد، كجا بودي پدر _ بعد تو ماها اسير و در بدر

وان يكي گويد، به آه و شورو شين _ اي عزيزم، اي برادر اي حسين

وان يكي گويد كجايي اصغرم _ ديگري گويد علي اي اكبرم

وان یکی گوید به عبّاسِ رشید _ مادرت شد از غمت مویش سپید

وان يكي گويد كه قاسم در كجاست _ حجله يِ قاسم کجایِ خيمه هاست

ناگهان زینب صدا زد یا حسین _ شد زمین و آسمان در شور و شین

هم نوا با زینبِ کبرا شدند _ عرش و فرش و جمله ما فیها شدند

الغرض اي باقري در كربلا _ اربعين برپا بود بزم عزا

سروده شده ماه صفر سال 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:50 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

زعاشورا گذشته ار بعینی

شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور

چهل روزآسمان هم گریه کرده - زمین وهم زمان هم گریه کرده

چهل روزه که ماهم گریه کردیم - شبانه روز باهم گریه کردیم

چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم

چهل روزه که ماها نوحه خوانیم - برایِ شاهِ دین ما روضه خوانیم

چهل روزه زپا افتاده سردار - چهل روزه شده زینب عزا دار

چهل روزه علم رویِ زمین است - علمدارِ حسین خون برجبین است

چهل روزه که اکبرخفته در خون - زمین از خونِ پاکش گشته گلگون

چهل روزه که اصغر مانده بی شیر - ربابه مانده است با آهِ شبگیر

چهل روزه که قاسم غرقِ خون است - زمین ازخونِ پاکش لاله گون است

چهل روزه سکینه بی پدر شد - علی بن الحسین خونین جگر شد

چهل روزه که مشکِ پاره پاره - برایِ تشنگان آبی نداره

چهل روزه عزاداراست زهرا - به حزن و غم گرفتار است زهرا

چهل روزه که زینب غصّه داره - حزین است وسرشک غم بباره

چهل روزه که باشد امّ کلثوم - به یادِ کربلا، باچارده معصوم

چهل روزه که باشد باقری پور - به یاد کربلا، در نوحه وشور

سروده شده برای اربعین سال 1396

امام صادق‏ عليه السلام فرمودند : بَكَتِ السَّماءُ عَلَي الحُسَين أربَعينَ يَوماً بالدَّم . آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام ، خون گريه كرد. (مناقب آل أبي طالب ، ج ۳ ، ص ۲۱۲)


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 16:35 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

چهل روزه عزادارِ حسینیم

زعاشورا گذشته ار بعینی - عجب یک اربعینِ دلغمینی

شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور

چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم

چهل روزه که ماها نوحه خوانیم - برایِ شاهِ دین ما روضه خوانیم

چهل روزه زپا افتاده سردار - چهل روزه شده زینب عزا دار

چهل روزه علم رویِ زمین است - علمدارِ حسین خون برجبین است

چهل روزه که اکبرخفته در خون - زمین از خونِ پاکش گشته گلگون

چهل روزه که اصغر مانده بی شیر - ربابه مانده است با آهِ شبگیر

چهل روزه که قاسم غرقِ خون است - زمین ازخونِ پاکش لاله گون است

چهل روزه سکینه بی پدر شد - علی بن الحسین خونین جگر شد

چهل روزه که مشکِ پاره پاره - برایِ تشنگان آبی نداره

چهل روزه عزاداراست زهرا - به حزن و غم گرفتار است زهرا

چهل روزه که زینب غصّه داره - حزین است وسرشک غم بباره

چهل روزه که باشد امّ کلثوم - به یادِ کربلا، باچارده معصوم

چهل روزه که باشد باقری پور - به یاد کربلا، در نوحه وشور

سروده شده برای اربعین سال 1396


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 20:19 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

چهل روزاست رفتم زین بیابان

چهل روزاست رفتم زین بیابان – بسوی شام با این قوم عدوان

دل بشكسته وچشمان گریان – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل روزاست گریانم حسینم – دل پرغم زهجرانم حسینم

زغم سردرگریبانم حسینم – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل روزاست كزتودورگشتم – زهجرانت بسی مهجورگشتم

زظلم شامیان رنجورگشتم – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل روزاست عزادارم حسینم – بدردوغم گرفتارم حسینم

باطفالت مددكارم حسینم – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل روزاست اسیركوفیانم – امیروسرپرست كاروانم

چنین روزی نبوده درگمانم – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل روزاست گشته گریه كارم – اسیرشامیان درشام تارم

خداداندازاین قلب فكارم – حسین جانم حسین جانم حسین جان

چهل منزل بدنبال سرتو – دویده دختران وخواهرتو

زغم نالیده جدّومادرتو – حسین جانم حسین جانم حسین جان

بخواندم خطبه ای درشام ویران – كه شام و شامیان گشتندحیران

ازآن رسوایزیدوآل مروان – حسین جانم حسین جانم حسین جان

بشدرسوایزیددون سرانجام – پشیمان شامیان ازخاص وازعام

كنون آل نبی برگشته ازشام – حسین جانم حسین جانم حسین جان

پس ازچل روزاسارت برسرآمد – كنارقبرات اینك خواهرآمد

دگرای باقری هجران سرآمد – حسین جانم حسین جانم حسین جان

زبانحال عزاداران حسینی سروده شب اربعین 1394


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:27 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

چهل روز است دارم اشک و ماتم

چهل روز است دارم اشک و ماتم – زبهرِ اشرفِ اولاد آدم

چهل روز است گویم وا حسینا – چنان زهرایِ اطهردختِ خاتم

چهل روز است گریانِ حسینم – برای حضرتش درشورو شینم

چهل روز است مینالم شب و روز – غمین بر پادشاهِ عالمینم

چهل روز است من از بهرِ اکبر – عزادارم به هرمجلس مکرّر

چهل روز است نالم بهرِ عبّاس – وَ بهرِ قاسم وهم عون وجعفر

چهل روز است بهرِ شیر خواره – که شد حلقوم او ازکینه پاره

به همراه ربابِ داغ دیده – عزادارم ، همی نالم هماره

چهل روز است نالم بهرِ زینب – وَ از بهر رقیّه در دلِ شب

وَ بهرِ سیّدِ سجّاد و کلثوم – که باشند از جفا درتاب و در تب

کنون یک اربعین بگذشت ازعاشور – بود ارض وسما درشیون وشور

بود در کربلا غوغای محشر – عزاداراست انس و جنّ و هم حور

کنون یک اربعین باشند عزادار – بروز روشن و اندر شبِ تار

سکینه، زینب و کلثوم و سجاد – توهم ای باقری باشی عزادار


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:27 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اربعین دركربلاماتم سراشد

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

اربعین دركربلاماتم سراشد - اهلبیت مصطفی اندرعزا شد

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

اربعین آمد بسر رنج وعناها - بازگشت ازشام غم غم مبتلاها

اهلبیت ازشام ویران بازگشتند - گشت پایان محنت ورنج وبلاها

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

چون رسیدند كربلا ازشام ویران - جملگی درآن بیابان مات وحیران

ازشترها شدپیاده كودك وزن – شدبلند آه وفغان بربام كیوان

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین

زینب آمدبرسرِ قبرِشهیدان - گفت اینك آمدم من ای حسین جان

همره زین العبادوكودكانت - بازگشتم من كنون ازشام ویران

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

من گزارش میدهم اینك شمارا - من بدیدم كوفه وشام بلارا

درمیان طشت زردیدم سرِتو - من بدیدم راسهابرنیزه هارا

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

تازیانه،كعب نی،بس خورده ام من - زان ستمها من كنون آزرده ام من

من چگویم كه چه دیدم من چهارا - همره خودیك نشام آورده ام من

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

من بفرمان توآرام وخموشم - صبروحلم وبردباری شدسروشم

همچومادرتازیانه خورده ام من - یك نشان ازكعب نی باشدبدوشم

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

ای برادردیده ام شام بلارا - فتح كردم پایگاه اشقیارا

شام راویرانه كردم بازگشتم - اهل عالم هم شنیدنداین صلارا

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

چندروزی گرچه من درشام ماندم - من پیامت رابشام غم رساندم

شدیزیدوآل بوسفیان پشیمان - زان پیامی كه به كاخ اوكشاندم

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان

ای برادرمیروم اكنون مدینه - دركنارقبرمام بی قرینه

باقری اَلحمدللِه كه شدم من - راحت ازبیدادوظلم جوروكینه

ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:26 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اربعین آمد دلم را غم گرفت

اربعین آمد دلم را غم گرفت – برشهیدكربلاماتم گرفت

اربعین آمدهمه محزون شدند – ازغم آل علی دلخون شدند

اربعین خودهست عاشوری دگر– چونكه برسرآمده شوری دگر

اربعین تصویرعاشورابود – چون دوباره كربلا غوغابود

اربعین درقتلگاه شاه دین – غلغله برپابود زاهل زمین

اربعین برسینه وسرمیزنند – بهرقاسم،بهراكبرمیزنند

اربعین پای پیاده درعزا – سینه زنها روبسوی كربلا

اربعین دركربلاغوغاشده – ماتمی دیگرزنوبرپاشد

اربعین تجدیدحزن وغم شده – باردیگرموسم ماتم شده

اربعین دل درهوای كربلاست – گوش ودل با نی نوای كربلاست

اربعین شوری بسرآمدپدید – درهوای كربلادلهاطپید

اربعین این دیده ودل درعزاست – این دلِ ماراهی كرببلاست

اربعین دلهای ماپرمیزند – برزمین كربلاسرمیزند

كربلابس شوروغوغائی بپاست – هست گریان هركسی دركربلاست

صحن عباس وحسین ماتمسراست – خوش بحالش هركسی دركربلاست

هرخیابان،هرگذر،ازهرطرف – سینه زنها،نوحه خوانها،صف بصف

خیمه گاه وقتلگاه وصحنها – هست برپا شیونی بی انتها

جمله گویند السّلام ای شاه دین – السّلام ای زاده حبل المتین

السّلام ای سربریده ازقفا – السلام ای زاده شیرخدا

السّلام ای تشنه لب ای بی كفن – السّلام ای سروباغ یاسمن

ای اباالفضل ای علمدارالسّلام – ای حسین را یاورویارالسّلام

ای توسقّا ای سپهدارالسّلام – ای حسین راتومددكارالسّلام

ای علی اكبرای قاسم سلام – ای علی اصغرای جاسم سلام

ای حبیب ابن مظاهرالسّلام – ای شهید پاك و طاهرالسّلام

السّلام ای یاروانصارالحسین – ای شمایاران شاه عالمین

ای شما هفتاد دویاران پاك – درجوارشاه دین خفته بخاك

باقری گوید بصبح وظهروشام – برشما بادادرود وصدسلام

سروده اربعین 1394

گوش ماهابرسلام جابراست – گوئیاجابردرآنجاحاضراست

گفت جابریاحبیبی یاحسین – توبه هردردی طبیبی یاحسین

گفت جابرباشهِ دین این سرود – برتوویاران توبادا درود

گفت جابر ای امام عالمین – السّلام ای زاده زهراحسین

برتوواصحاب فرزندان تو – هركسی كه بود درفرمان تو

هركسی كه قلب پاكش باتوبود – گرچه اودركربلا باتو نبود

صد درود وصدسلام ووالسّلام – برتوویاران توباد ای امام

***

گوش ماهابرسلام زینب است – كوزهجرِشاه درتاب وتب است

كوبیامدازرهِ شام بلا – اربعین اندرزمین كربلا

دركنارقبرشاه عالمین – گفت ای جان برادریاحسین

السلام ای نورچشم مادرم – خواهرم من،زینب غم پرورم

بازگشتم اینك ازشام بلا – بعدیك چلّه غم ورنج وبلا

آمدم اندرمزارت یاحسین – هستم اینك سوگوارت یاحسین

یاحسین ازشام ویران آمدم – زینبم باچشم گریان آمدم

بعدتوبس رنج ومحنت دیده ام – ازعدویت بس مصیبت دیده ام

تازیانه دیده ام باكعب نی – راس پاك توزپیش ومن زپی

كوفه رفتم بعدازآن شام خراب – رفته ام ویرانه باقلب كباب

الغرض دیدم بسی رنج وعنا – تا كه اكنون آمدم دركربلا

بی رقیه آمدم لیكن زشام – دخترت درشام بگرفته مقام

زینب ازشام بلا برگشته است – اوهم اینك كربلائی گشته است

باقری خواه ازخدای كربلا – زائرش گردی توبا اهل ولا


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:25 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

شداربعینِ شاهِ شهیدان

حسین حسین جان حسین حسین جان - حسین حسین جان حسین حسین جان

شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران

چون كاروان آل پیمبر - گردید آزادازظلم بی مر

ازشام غم شدسوی مدینه - باقلب مجروح ازظلم وكینه

لیكن نباشدطفلی سه ساله - همراه آنان با اشك وناله

چون گشته مدفون كنج خرابه - دلهابرایش ازغم كبابه

چون شدروانه ازشام زینب - آندم بداد این پیغام زینب

ماها كه رفتیم ای مردم شام - دارم تمنا ازروی اكرام

كنج خرابه گاهی بیائید - ازدخترمایادی نمائید

روی مزارش باسوگواری - آبی بپاشیدازراه یاری

شمع وچراغی روشن نمائید - ویرانه راچون گلشن نمائید

*** ***

آن كاروان شدباعزواكرام - سوی مدینه ازوادی شام

امّا چه شامی گشته دگرگون - مردم عزادار،غمدیده،محزون

یك روزبودی جشن وچراغان - دیوارودربودآئینه بندان

امّا دراین روزمردم عزادار - جمله پشیمان زان فعل ورفتار

كلثوم و سجّاد،زینب،سكینه - باكاروان شدسوی مدینه

برآل احمد آندم چهاشد - چون واردِ دشتِ كربلاشد

خودرافكندند ازروی محمل - با اشك دیده با غصه دل

هریك كنارقبرشهیدی - یك جمله میگفت باچشم گریان

آن یك همی گفت اكبركجایی - آن دیگری گفت اصغركجایی

آن دیگری گفت ای نوجوانم - بی توچگونه من زنده مانم

*** ***

زینب كنارقبرحسینش - برآسمان شدافغان وشینش

گفت ای برادرجانم حسین جان - اینك رسیده بهرتومهمان

برخیزازجا ای نوردیده - بین زینب توازره رسیده

بنگرحسینم آخرسرانجام - كه اهلبیتت برگشته ازشام

دانی حسین جان برما چهاشد - ظلم ستم برآلِ عباشد

توگرنبودی امّا سرِتو - بوده است همره باخواهرِتو

دراین چهل روزدركوفه وشام - برما ستمها شدازدروبام

ازآل سفیان بس طعنه دیدیم - بس حرفها كازدشمن شنیدیم

اما حسین جان باپایداری - برماشدآسان هرناگواری

بایاری حق گشتیم پیروز - برآل سفیان قوم سیه روز

اینك حسین جان برگشتم ازشام - اینهم گزارش اینهم سرانجام

امّا زظلم وجورزمانه - جسمم كبوداست ازتازیانه

دیگرنگویم دیگرچهاشد - برآل طاها دائم جفاشد

اللهم العن اوَل ظالم - عجّل ظهورَمهدیّ قائم

ای باقری پوراین اربعین است - روزعزای سلطان دین است

شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران

حسین حسین جان حسین حسین جان - حسین حسین جان حسین حسین جان

حسین جان حسین جان - حسین جان حسین جان

حسین جان حسین جان - حسین جان حسین جان


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:25 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اربعین و کاروان در کاروان

اربعین و کاروان در کاروان – میرسد درکربلای عاشقان

اربعین و زینب از شام بلا – میرسد در سرزمین کربلا

اربعین است و امام چارمین – میرسد اندر مزار شاهِ دین

اربعین است و سُکینه با رباب – میرسد در کربلا با صد شتاب

اربعین است و رقیّه در کجاست؟ - جای او خالی بدشتِ کربلاست

میرسد در کربلا با صد غرور – زائرانِ کربلا از راهِ دور

عازم از بهرِ زیارت جابر است – خوش بحالِ او که اوّل زائراست

چارده قرن است راهِ کربلا – طی شده با زائرین با هر بلا

در هزارو چار صد سال این دیار – دیده بر خود زائرینِ بی شمار

هم پیاده هم سواراز هر طرف – زائرینِ کربلا بستند صف

در هزارو سیصدو چارو نود – زائرین کربلا شد بی عدد

میرسد از شام و لبنان و عراق – زائرینِ کربلا با اشتیاق

از نجف تا کربلا صد ها هزار – زائر و عاشق رسد از هردیار

تا به سی ملیون زائر اربعین – آمدند از هر دیارو سر زمین

طی نموده راهِ بس دورو دراز – رو به شهر کربلا با صد نیاز

هم زساری و خراسان ، اصفهان - هم زیزد و هم زقم ، مازندران

هم لرستان ، اردبیل و قاینات – هم زگنبد هم ز لار و مهولات

هم ز یزد و هم زگرگان و طبس – عاشق کرببلا باشند و بس

هم زافغان و زپاکستان و چین – آمد ه در کربلا در اربعین

هم مسیحی هم مسلمان آمده – کربلا یک محشری برپا شده

باقری هم ازبرای یاد بود – این چکامه اربعین گفت و سرود

سروده اربعین 1394


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:24 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |