شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران
اربعين آمد عزا از سر گرفت _ انس و جن را ماتمي ديگر گرفت
اربعین دركربلاماتم سراشد - اهلبیت مصطفی اندرعزا شد
اربعین آمد دلم را غم گرفت – برشهیدكربلاماتم گرفت
شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور
چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم
چهل روزاست رفتم زین بیابان – بسوی شام با این قوم عدوان
چهل روز است دارم اشک و ماتم – زبهرِ اشرفِ اولاد آدم
اربعین و کاروان در کاروان – میرسد درکربلای عاشقان
به همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا ما روانیم
اربعين آمد اربعين آمد _ باز عزايِ آن شاهِ دين آمد
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
به همراهِ سجّاد و زینب
به همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا ما روانیم
برایِ شهیدانِ عاشق - تمامی به آه و فغانیم
پیاده ببین اندر این راه - زن و مرد و پیر و جوان را
از این زائرینِ پیاده - ببین نوحه، آه وفغان را
همه نوحه خوانیم بهرِ - شهیدانِ دشتِ بلائی
همه عاشقانِ حسینیم - همه مؤمنانِ خدائی
بهِ همراهِ سجّاد و زینب - سویِ کربلا رهسپاریم
سرشگِ غم و اشکِ ماتم - بدامان زِ حسرت بباریم
ز شامِ سِیَه باز گشته – کنون آن اسیران، رهایند
پس از سی، چهل روزِ پُر غم - سرودِ رهائی سرایند
سویِ کربلا رهسپارند - در این روزها آن عزیزان
شوند اربعین بر مزارِ - حسین و علی و شهیدان
چِها دیده اند این چهل روز – عزیزانِ زهرا وحیدر
پس از قتلِ شاه شهیدان - چِها شد به آلِ پیمبر
کنون اربعینِ رهائی است - برایِ عزیزانِ زهرا
کنون زائرِ کربلایند - عزیزانِ اولادِ طاها
رها از قُیودِ اِسارت - شد ای باقری آن اسیران
پس از سی چهل روزِ ننگین - رها از قیودِ لعینان
سروده شده ایام زیارتی اربعین سال 1401
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
شعار امسالیِ ما اربعین
شعار امسالیِ ما اربعین - برایِ ما و همه یِ زائرین
قَولِ نبی هست : «أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» - حسینِ زهرا بُوَدَم نورِ عین
گفت مُحَمّد: وَلَدِی نورِ عین - «حُسَینُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ»
گفت مُحَمّد: که حسین از من است - مُحِبّ او زِ هر گزند ایمن است
من از حسینم که بُوَد یارِ من - در ره دین است نگهدارِ من
دینِ من از حسین شَوَد پایدار - بلند از او نامِ خداوندگار
دینِ خدا از او شَوَد سرفراز - پرچمِ اسلام از او برفراز
هست حسین یاورِ دینِ خدا - گشته حسین در رهِ دین جان فدا
نورِ دو چشمانِ نبی و علی است - ز جُمله صِبیان، بِه از هر صَبی است
بِدوش احمد بِشَوَد چون سوار - میشوَدَش محبّتی پایدار
بوسه زد او چون به لبانِ حسین - گفت: حسین است مرا نورِ عین
گفت: که هست حسین ریحانِ من - بُوَد حسین چون نَفَس و جانِ من
هست حسین، سَیّدِ اهلِ جنان - سَیّد و سالارِ همه مؤمنان
حُبّ حسین به قلبِ هرمؤمن است - او زِ عذابِ آخرت ایمن است
حسین امامی زِ امامان بود - هادیِ رَه به نیک نامان بود
حسین مصباحِ هدایت بُوَد - در رهِ دین هادیِ امّت بُوَد
باقریا، گفته نبی نورِ عین - «حُسَینُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ»
سروده شده به مناسبت شعار اربعین سال 1401
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
اربعين آمد اربعين آمد
اربعين آمد اربعين آمد _ باز عزايِ آن شاهِ دين آمد
باز تجديدِ حزن و غم گشته _ گويي عاشورا باز بر گشته
نينوا از غم پُر شرر گشته _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
قبر پاكِ آن طيّب و طاهر _ شد پذيرايِ اوّلين زائر
اولين زائر گشته است جابر _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
او به قبرِ شَه یک اشارت كرد _ مرقدِ شه را او زيارت كرد
او زيارت را با طهارت كرد _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
با کمکهایِ خالقِ علّام _ شامیان گشتند عاقبت بد نام
اهلبیتِ شَه باز گشت از شام _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
اهلبیتش با زينب و سجّاد _ رسته از قیدِ ظلم و استبداد
از اسارتها گشته اند آزاد _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
زینب و سجّاد، باقر و کلثوم _ بر سرِ قبرِ آن شَهِ مظلوم
گریه ها دارند بهرِ آن معصوم _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
یادِ عاشورا باز شد زنده _ علقمه گشته باز شرمنده
نامِ شاهِ دین هست پاینده _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
شد چهل روز از قتلِ شاهِ دین _ اربعین شد یک سُنَّت و آئین
باقری بهرِ اربعین غمگین _ باز عزاي آن شاهِ دين آمد
اربعين آمد اربعين آمد
سروده شده اربعین سال 1399
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
اربعين آمد عزا ازسر گرفت
اربعين آمد عزا از سر گرفت _ انس و جن را ماتمي ديگر گرفت
اربعين چون روزِ عاشورا شده _ بارِ ديگر در جهان غوغا شده
هر خيابان, هر محل, هرخانه اي _ گشته از بهرِ حسين غمخانه اي
روضه خوان ونوحه خوان وسينه زن _ جمله ازپيروجوان ومردوزَن
جملگي بر اهلبيتِ مصطفا _ روضه خوان و سينه زن, نوحه سرا
كربلا از بهر عبّاس و حسين _ جملگي از مرد و زن در شور و شين
جملگی با هروله سویِ حرم _ در عزا بر آن امامِ محترم
جابرِ انصاری از آن راهِ دور _ آمده بهرِ زیارت در حضور
با عطیّه آمده در کربلا _ آن مُحِبِّ عاشقِ غم مبتلا
آمدند از شامِ هم، با شور و شين _ آن اسيران بر سرِ قبرِ حسين
آري آرى آمدند از شامِ غم _ بر سرِ قبرِ حسین، اهلِ حرم
با ورودِ اهلبيتِ مصطفا _ شد سرِ قبر حسين، غوغا بپا
دید زینب در محلِّ قتلگاه _ مرقدِ پاکِ حسین، با شور و آه
رویِ قبرش، پرچمی با سوز و ساز _ تا قیامت آن عَلَم در اهتزاز
در کنارش قبرِ هفتاد دو تن _ جملگی آسوده از رنج و محن
اهلبیتِ مصطفی خُرد و کلان _ در زمینِ کربلا شیون کُنان
شد مجدّد مجلسِ و بزمِ عزا _ بر شهیدان و حسینِ آندم بِپا
هر یکی بهرِ شهیدی نوحه گر _ نی نوا هم در عزا شد سَر بِسَر
دِجله هم گریان شده بهرِ فُرات _ هم بهشت و کوثر و آبِ حیات
آن زنان و کودکان، سینه زنان _ هر یکی بهرِ شهیدی نوحه خوان
آن يكي گويد، كجا بودي پدر _ بعد تو ماها اسير و در بدر
وان يكي گويد، به آه و شورو شين _ اي عزيزم، اي برادر اي حسين
وان يكي گويد كجايي اصغرم _ ديگري گويد علي اي اكبرم
وان یکی گوید به عبّاسِ رشید _ مادرت شد از غمت مویش سپید
وان يكي گويد كه قاسم در كجاست _ حجله يِ قاسم کجایِ خيمه هاست
ناگهان زینب صدا زد یا حسین _ شد زمین و آسمان در شور و شین
هم نوا با زینبِ کبرا شدند _ عرش و فرش و جمله ما فیها شدند
الغرض اي باقري در كربلا _ اربعين برپا بود بزم عزا
سروده شده ماه صفر سال 1399
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
زعاشورا گذشته ار بعینی
شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور
چهل روزآسمان هم گریه کرده - زمین وهم زمان هم گریه کرده
چهل روزه که ماهم گریه کردیم - شبانه روز باهم گریه کردیم
چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم
چهل روزه که ماها نوحه خوانیم - برایِ شاهِ دین ما روضه خوانیم
چهل روزه زپا افتاده سردار - چهل روزه شده زینب عزا دار
چهل روزه علم رویِ زمین است - علمدارِ حسین خون برجبین است
چهل روزه که اکبرخفته در خون - زمین از خونِ پاکش گشته گلگون
چهل روزه که اصغر مانده بی شیر - ربابه مانده است با آهِ شبگیر
چهل روزه که قاسم غرقِ خون است - زمین ازخونِ پاکش لاله گون است
چهل روزه سکینه بی پدر شد - علی بن الحسین خونین جگر شد
چهل روزه که مشکِ پاره پاره - برایِ تشنگان آبی نداره
چهل روزه عزاداراست زهرا - به حزن و غم گرفتار است زهرا
چهل روزه که زینب غصّه داره - حزین است وسرشک غم بباره
چهل روزه که باشد امّ کلثوم - به یادِ کربلا، باچارده معصوم
چهل روزه که باشد باقری پور - به یاد کربلا، در نوحه وشور
سروده شده برای اربعین سال 1396
امام صادق عليه السلام فرمودند : بَكَتِ السَّماءُ عَلَي الحُسَين أربَعينَ يَوماً بالدَّم . آسمان چهل روز بر حسين عليه السلام ، خون گريه كرد. (مناقب آل أبي طالب ، ج ۳ ، ص ۲۱۲)
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
چهل روزه عزادارِ حسینیم
زعاشورا گذشته ار بعینی - عجب یک اربعینِ دلغمینی
شده یک اربعین از بعدِ عاشور - جهانی از غم وغصه پرازشور
چهل روزه عزادارِ حسینیم - چهل روزه که ما در شورو شینیم
چهل روزه که ماها نوحه خوانیم - برایِ شاهِ دین ما روضه خوانیم
چهل روزه زپا افتاده سردار - چهل روزه شده زینب عزا دار
چهل روزه علم رویِ زمین است - علمدارِ حسین خون برجبین است
چهل روزه که اکبرخفته در خون - زمین از خونِ پاکش گشته گلگون
چهل روزه که اصغر مانده بی شیر - ربابه مانده است با آهِ شبگیر
چهل روزه که قاسم غرقِ خون است - زمین ازخونِ پاکش لاله گون است
چهل روزه سکینه بی پدر شد - علی بن الحسین خونین جگر شد
چهل روزه که مشکِ پاره پاره - برایِ تشنگان آبی نداره
چهل روزه عزاداراست زهرا - به حزن و غم گرفتار است زهرا
چهل روزه که زینب غصّه داره - حزین است وسرشک غم بباره
چهل روزه که باشد امّ کلثوم - به یادِ کربلا، باچارده معصوم
چهل روزه که باشد باقری پور - به یاد کربلا، در نوحه وشور
سروده شده برای اربعین سال 1396
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
چهل روزاست رفتم زین بیابان
چهل روزاست رفتم زین بیابان – بسوی شام با این قوم عدوان
دل بشكسته وچشمان گریان – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل روزاست گریانم حسینم – دل پرغم زهجرانم حسینم
زغم سردرگریبانم حسینم – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل روزاست كزتودورگشتم – زهجرانت بسی مهجورگشتم
زظلم شامیان رنجورگشتم – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل روزاست عزادارم حسینم – بدردوغم گرفتارم حسینم
باطفالت مددكارم حسینم – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل روزاست اسیركوفیانم – امیروسرپرست كاروانم
چنین روزی نبوده درگمانم – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل روزاست گشته گریه كارم – اسیرشامیان درشام تارم
خداداندازاین قلب فكارم – حسین جانم حسین جانم حسین جان
چهل منزل بدنبال سرتو – دویده دختران وخواهرتو
زغم نالیده جدّومادرتو – حسین جانم حسین جانم حسین جان
بخواندم خطبه ای درشام ویران – كه شام و شامیان گشتندحیران
ازآن رسوایزیدوآل مروان – حسین جانم حسین جانم حسین جان
بشدرسوایزیددون سرانجام – پشیمان شامیان ازخاص وازعام
كنون آل نبی برگشته ازشام – حسین جانم حسین جانم حسین جان
پس ازچل روزاسارت برسرآمد – كنارقبرات اینك خواهرآمد
دگرای باقری هجران سرآمد – حسین جانم حسین جانم حسین جان
زبانحال عزاداران حسینی سروده شب اربعین 1394
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
چهل روز است دارم اشک و ماتم
چهل روز است دارم اشک و ماتم – زبهرِ اشرفِ اولاد آدم
چهل روز است گویم وا حسینا – چنان زهرایِ اطهردختِ خاتم
چهل روز است گریانِ حسینم – برای حضرتش درشورو شینم
چهل روز است مینالم شب و روز – غمین بر پادشاهِ عالمینم
چهل روز است من از بهرِ اکبر – عزادارم به هرمجلس مکرّر
چهل روز است نالم بهرِ عبّاس – وَ بهرِ قاسم وهم عون وجعفر
چهل روز است بهرِ شیر خواره – که شد حلقوم او ازکینه پاره
به همراه ربابِ داغ دیده – عزادارم ، همی نالم هماره
چهل روز است نالم بهرِ زینب – وَ از بهر رقیّه در دلِ شب
وَ بهرِ سیّدِ سجّاد و کلثوم – که باشند از جفا درتاب و در تب
کنون یک اربعین بگذشت ازعاشور – بود ارض وسما درشیون وشور
بود در کربلا غوغای محشر – عزاداراست انس و جنّ و هم حور
کنون یک اربعین باشند عزادار – بروز روشن و اندر شبِ تار
سکینه، زینب و کلثوم و سجاد – توهم ای باقری باشی عزادار
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
اربعین دركربلاماتم سراشد
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
اربعین دركربلاماتم سراشد - اهلبیت مصطفی اندرعزا شد
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
اربعین آمد بسر رنج وعناها - بازگشت ازشام غم غم مبتلاها
اهلبیت ازشام ویران بازگشتند - گشت پایان محنت ورنج وبلاها
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
چون رسیدند كربلا ازشام ویران - جملگی درآن بیابان مات وحیران
ازشترها شدپیاده كودك وزن – شدبلند آه وفغان بربام كیوان
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین
زینب آمدبرسرِ قبرِشهیدان - گفت اینك آمدم من ای حسین جان
همره زین العبادوكودكانت - بازگشتم من كنون ازشام ویران
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
من گزارش میدهم اینك شمارا - من بدیدم كوفه وشام بلارا
درمیان طشت زردیدم سرِتو - من بدیدم راسهابرنیزه هارا
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
تازیانه،كعب نی،بس خورده ام من - زان ستمها من كنون آزرده ام من
من چگویم كه چه دیدم من چهارا - همره خودیك نشام آورده ام من
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
من بفرمان توآرام وخموشم - صبروحلم وبردباری شدسروشم
همچومادرتازیانه خورده ام من - یك نشان ازكعب نی باشدبدوشم
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
ای برادردیده ام شام بلارا - فتح كردم پایگاه اشقیارا
شام راویرانه كردم بازگشتم - اهل عالم هم شنیدنداین صلارا
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
چندروزی گرچه من درشام ماندم - من پیامت رابشام غم رساندم
شدیزیدوآل بوسفیان پشیمان - زان پیامی كه به كاخ اوكشاندم
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
ای برادرمیروم اكنون مدینه - دركنارقبرمام بی قرینه
باقری اَلحمدللِه كه شدم من - راحت ازبیدادوظلم جوروكینه
ای حسین جان ای حسین جان ای حسین جان
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
اربعین آمد دلم را غم گرفت
اربعین آمد دلم را غم گرفت – برشهیدكربلاماتم گرفت
اربعین آمدهمه محزون شدند – ازغم آل علی دلخون شدند
اربعین خودهست عاشوری دگر– چونكه برسرآمده شوری دگر
اربعین تصویرعاشورابود – چون دوباره كربلا غوغابود
اربعین درقتلگاه شاه دین – غلغله برپابود زاهل زمین
اربعین برسینه وسرمیزنند – بهرقاسم،بهراكبرمیزنند
اربعین پای پیاده درعزا – سینه زنها روبسوی كربلا
اربعین دركربلاغوغاشده – ماتمی دیگرزنوبرپاشد
اربعین تجدیدحزن وغم شده – باردیگرموسم ماتم شده
اربعین دل درهوای كربلاست – گوش ودل با نی نوای كربلاست
اربعین شوری بسرآمدپدید – درهوای كربلادلهاطپید
اربعین این دیده ودل درعزاست – این دلِ ماراهی كرببلاست
اربعین دلهای ماپرمیزند – برزمین كربلاسرمیزند
كربلابس شوروغوغائی بپاست – هست گریان هركسی دركربلاست
صحن عباس وحسین ماتمسراست – خوش بحالش هركسی دركربلاست
هرخیابان،هرگذر،ازهرطرف – سینه زنها،نوحه خوانها،صف بصف
خیمه گاه وقتلگاه وصحنها – هست برپا شیونی بی انتها
جمله گویند السّلام ای شاه دین – السّلام ای زاده حبل المتین
السّلام ای سربریده ازقفا – السلام ای زاده شیرخدا
السّلام ای تشنه لب ای بی كفن – السّلام ای سروباغ یاسمن
ای اباالفضل ای علمدارالسّلام – ای حسین را یاورویارالسّلام
ای توسقّا ای سپهدارالسّلام – ای حسین راتومددكارالسّلام
ای علی اكبرای قاسم سلام – ای علی اصغرای جاسم سلام
ای حبیب ابن مظاهرالسّلام – ای شهید پاك و طاهرالسّلام
السّلام ای یاروانصارالحسین – ای شمایاران شاه عالمین
ای شما هفتاد دویاران پاك – درجوارشاه دین خفته بخاك
باقری گوید بصبح وظهروشام – برشما بادادرود وصدسلام
سروده اربعین 1394
گوش ماهابرسلام جابراست – گوئیاجابردرآنجاحاضراست
گفت جابریاحبیبی یاحسین – توبه هردردی طبیبی یاحسین
گفت جابرباشهِ دین این سرود – برتوویاران توبادا درود
گفت جابر ای امام عالمین – السّلام ای زاده زهراحسین
برتوواصحاب فرزندان تو – هركسی كه بود درفرمان تو
هركسی كه قلب پاكش باتوبود – گرچه اودركربلا باتو نبود
صد درود وصدسلام ووالسّلام – برتوویاران توباد ای امام
***
گوش ماهابرسلام زینب است – كوزهجرِشاه درتاب وتب است
كوبیامدازرهِ شام بلا – اربعین اندرزمین كربلا
دركنارقبرشاه عالمین – گفت ای جان برادریاحسین
السلام ای نورچشم مادرم – خواهرم من،زینب غم پرورم
بازگشتم اینك ازشام بلا – بعدیك چلّه غم ورنج وبلا
آمدم اندرمزارت یاحسین – هستم اینك سوگوارت یاحسین
یاحسین ازشام ویران آمدم – زینبم باچشم گریان آمدم
بعدتوبس رنج ومحنت دیده ام – ازعدویت بس مصیبت دیده ام
تازیانه دیده ام باكعب نی – راس پاك توزپیش ومن زپی
كوفه رفتم بعدازآن شام خراب – رفته ام ویرانه باقلب كباب
الغرض دیدم بسی رنج وعنا – تا كه اكنون آمدم دركربلا
بی رقیه آمدم لیكن زشام – دخترت درشام بگرفته مقام
زینب ازشام بلا برگشته است – اوهم اینك كربلائی گشته است
باقری خواه ازخدای كربلا – زائرش گردی توبا اهل ولا
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
شداربعینِ شاهِ شهیدان
حسین حسین جان حسین حسین جان - حسین حسین جان حسین حسین جان
شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران
چون كاروان آل پیمبر - گردید آزادازظلم بی مر
ازشام غم شدسوی مدینه - باقلب مجروح ازظلم وكینه
لیكن نباشدطفلی سه ساله - همراه آنان با اشك وناله
چون گشته مدفون كنج خرابه - دلهابرایش ازغم كبابه
چون شدروانه ازشام زینب - آندم بداد این پیغام زینب
ماها كه رفتیم ای مردم شام - دارم تمنا ازروی اكرام
كنج خرابه گاهی بیائید - ازدخترمایادی نمائید
روی مزارش باسوگواری - آبی بپاشیدازراه یاری
شمع وچراغی روشن نمائید - ویرانه راچون گلشن نمائید
*** ***
آن كاروان شدباعزواكرام - سوی مدینه ازوادی شام
امّا چه شامی گشته دگرگون - مردم عزادار،غمدیده،محزون
یك روزبودی جشن وچراغان - دیوارودربودآئینه بندان
امّا دراین روزمردم عزادار - جمله پشیمان زان فعل ورفتار
كلثوم و سجّاد،زینب،سكینه - باكاروان شدسوی مدینه
برآل احمد آندم چهاشد - چون واردِ دشتِ كربلاشد
خودرافكندند ازروی محمل - با اشك دیده با غصه دل
هریك كنارقبرشهیدی - یك جمله میگفت باچشم گریان
آن یك همی گفت اكبركجایی - آن دیگری گفت اصغركجایی
آن دیگری گفت ای نوجوانم - بی توچگونه من زنده مانم
*** ***
زینب كنارقبرحسینش - برآسمان شدافغان وشینش
گفت ای برادرجانم حسین جان - اینك رسیده بهرتومهمان
برخیزازجا ای نوردیده - بین زینب توازره رسیده
بنگرحسینم آخرسرانجام - كه اهلبیتت برگشته ازشام
دانی حسین جان برما چهاشد - ظلم ستم برآلِ عباشد
توگرنبودی امّا سرِتو - بوده است همره باخواهرِتو
دراین چهل روزدركوفه وشام - برما ستمها شدازدروبام
ازآل سفیان بس طعنه دیدیم - بس حرفها كازدشمن شنیدیم
اما حسین جان باپایداری - برماشدآسان هرناگواری
بایاری حق گشتیم پیروز - برآل سفیان قوم سیه روز
اینك حسین جان برگشتم ازشام - اینهم گزارش اینهم سرانجام
امّا زظلم وجورزمانه - جسمم كبوداست ازتازیانه
دیگرنگویم دیگرچهاشد - برآل طاها دائم جفاشد
اللهم العن اوَل ظالم - عجّل ظهورَمهدیّ قائم
ای باقری پوراین اربعین است - روزعزای سلطان دین است
شداربعین شاه شهیدان - برگشته زینب ازشام ویران
حسین حسین جان حسین حسین جان - حسین حسین جان حسین حسین جان
حسین جان حسین جان - حسین جان حسین جان
حسین جان حسین جان - حسین جان حسین جان
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
اربعین و کاروان در کاروان
اربعین و کاروان در کاروان – میرسد درکربلای عاشقان
اربعین و زینب از شام بلا – میرسد در سرزمین کربلا
اربعین است و امام چارمین – میرسد اندر مزار شاهِ دین
اربعین است و سُکینه با رباب – میرسد در کربلا با صد شتاب
اربعین است و رقیّه در کجاست؟ - جای او خالی بدشتِ کربلاست
میرسد در کربلا با صد غرور – زائرانِ کربلا از راهِ دور
عازم از بهرِ زیارت جابر است – خوش بحالِ او که اوّل زائراست
چارده قرن است راهِ کربلا – طی شده با زائرین با هر بلا
در هزارو چار صد سال این دیار – دیده بر خود زائرینِ بی شمار
هم پیاده هم سواراز هر طرف – زائرینِ کربلا بستند صف
در هزارو سیصدو چارو نود – زائرین کربلا شد بی عدد
میرسد از شام و لبنان و عراق – زائرینِ کربلا با اشتیاق
از نجف تا کربلا صد ها هزار – زائر و عاشق رسد از هردیار
تا به سی ملیون زائر اربعین – آمدند از هر دیارو سر زمین
طی نموده راهِ بس دورو دراز – رو به شهر کربلا با صد نیاز
هم زساری و خراسان ، اصفهان - هم زیزد و هم زقم ، مازندران
هم لرستان ، اردبیل و قاینات – هم زگنبد هم ز لار و مهولات
هم ز یزد و هم زگرگان و طبس – عاشق کرببلا باشند و بس
هم زافغان و زپاکستان و چین – آمد ه در کربلا در اربعین
هم مسیحی هم مسلمان آمده – کربلا یک محشری برپا شده
باقری هم ازبرای یاد بود – این چکامه اربعین گفت و سرود
سروده اربعین 1394
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعاراربعین
ادامه مطلب را ببينيد
