رُقَیّه بود و خَرابه ، وَ آن شبِ تاریک

https://asharebageri.blogfa.com/post/523

بابا كجايي*اين نيمه ي شب

https://asharebageri.blogfa.com/post/333

من در خرابه ، بابا ندارم

https://asharebageri.blogfa.com/post/233

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانَم فدات رُقَیّه

https://asharebageri.blogfa.com/post/480

رفتيم و ماند نزد شما دختری زِما

https://asharebageri.blogfa.com/post/335

ای رقیه الوداع

https://asharebageri.blogfa.com/post/260


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم تیر ۱۴۰۵ | 9:56 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

رُقَیّه بود و خَرابه ، وَ آن شبِ تاریک

رُقَیّه بود و خَرابه ، وَ آن شبِ تاریک - سَرِ پدر ، میانِ طَبَق، آمده به دیدارش

پس از سه هفته و اَندی که از پدر جدا گشته - بدید راسِ پدر را ، که در خرابه شُد یارَش

گرفت راسِ پدر را به دامن و گفتا - کِه اَت جدا نموده زِ پیکر ، اَیا پدر جانم

پس از سه هفته و اندی که من ندیده تو را - میانِ این خرابه یِ ویران ، شُدی تو مِهمانم

عَجَب عَجَب که نمودی زِ دخترِ خود یاد - پس از سه هفته و اَندی که بودم از تُو دور

ولی کجاست بدنت؟! دست و پات کجاست؟! - چرا فسرده و غمناکی؟! وَ ، چرا چنین مهجور؟!

چرا محاسِنِ توست اینچنین خضاب؟! چرا؟! - چرا به رنگ حَنا گشته است مویِ سفید؟!

چرا پدر سَرِ بی تَن، تو آمدی اینجا؟! - چه کَس سَرَت از تن بُریده و شُدی تو شهید؟!

چرا؟! چرا؟! چرا؟! چه کَسی میدهد جوابِ مَرا؟! - هیچکس؟! بَلِی، بُوَد این ظُلمِ بی حساب، مَرا

بَلِی ، بُوَد این ظُلمِ بی حساب به دَهر - که یک نَفَر نَبُوَد تا دَهَد جواب، مَرا

که یِک نَفَر نَبُوَد تا دَهَد جواب، چرا؟! - نموده حسین را شهید، تشنه، در لَبِ آب

حسین شهید و هَمَه یاوَرَش زِ ظُلم گشته شهید – اسیر، اهل و عیالش، دلم شده است، کباب

رُقَیّه گشت بِناگَه خموش و رفت به خواب - خوابی همیشه ، کُنجِ خرابه ، به نیمه شَب دَر شام

اَما پَس از هِزاروچهارصد سَنَه ، ببین اِمروز - ای باقری ، زِ بهرِ رُقَیّه است بهترین اَیّام

سروده شده روز شهادت حضرت رقیه علیه‌السلام مرداد ۱۴۰۳

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ | 10:55 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانَم فدات رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه، جانَم فدات رُقَیّه - گریه و ناله دارم، مَن در عزات رُقَیّه

توئی سه ساله دختر، در آن خرابه یِ شام - تویی اسیرِ ظُلمِ یزید و قومِ لئام

تو دختری شهیدی، تویی ستاره شام - زیارتت نصیبم، تو بنما رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانم فدات رُقَیّه

توئی عزیزِ حیدر، آیینۀ زهرائی - تو یادگارِ زهرا، تفسیر اَعطینائی

تودخترِ حسینی، تو نورِ چشمِ مائی - تو روح و جانِ ما و، روانِ ما رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانم فدات رُقَیّه

روزِ شهادتِ تو، داریم این زمزمه - که تو رُقَیّه ای وَ، یادگارِ فاطمه

وقت گرفتاریها، رو بتو آریم همه - با دل و جان و زبان، صدات کنیم رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانم فدات رُقَیّه

طفلِ سه ساله کجا، سیلی و کَعبِ سنان - طفلِ سه ساله کجا، طعنه و زخمِ زبان

کوچه و بازار شام، شَماتتِ دشمنان - کنج خرابه شده، جایِ شما رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانم فدات رُقَیّه

اَز کوفی و زِ شامی ظُلم و جَفا دیده ای - زِ زَجر، در راهِ شام چه ظُلمها دیده ای

باقری از آن جفا کمی تو بشنیده ای - بِرویِ خار از جفا دویده ای رُقَیّه

رُقَیّه جان رُقَیّه ، جانم فدات رُقَیّه

سروده شده شهادت حضرت رقیه مرداد 1402

مشاهده کتاب مجموعه اشعار باقری

http://dl.hodanet.tv/fileshtml/asharebageri.htm

وبلاگ اشعار باقری

http://asharebageri.blogfa.com

کانال یار خراسانی

https://splus.ir/yarekhorasanirahabar


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۲ | 13:35 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

رفتيم و ماند نزد شما دختری زِما

رفتيم و ماند نزد شما دختری زِما - در شامِ تیره مانده کنون اَختری زِما

خوابیده است دُرِّ یتیمی به شهرِ شام - باز است در خرابه کنون دفتری زِما

خوابیده است در خرابه یکی دُرِّ شاهوار - آن کودکی که بوده یکی کِهتری زِما

درشام گر شده است شهیدکنون دختری صغیر - درکربلا شده است شهیدیکی مِهتری زِما

بس ظلمها به شهرِ ِشما دیده ایم ما - با آنکه در جهان ندیده ستم کافری زِما

ای شامیانِ پیروِ آلِ یزیدِ دون - آیا شنیده اید به دهر کنون بهتری زِما

از ظلم زاده یِ مرجانه آن پلید - در کربلا گرفته شده رهبری زِما

با امرِ زاده یِ مرجانه از یزید - بینِ دو نهرِ آب کشته شده سروری زِما

در دشتِ ماریه شد کشته مردها - غیر از علی نمانده دگر یاوری زِما

شد کشته یِ عداوتِ آن بد ترینِ خلق - با آنکه در جهان نبوده دگر برتری زِما

رفتیم، مردمانِ شام کنون از دیارتان - امّا به یادگار نوشته شده دفتری زِما

در آن صحیفه هست نامِ رقیّه به یادگار - با شد به یادگار، دخترِ نام آوری زِما

ای باقری چه یادگارِ قشنگی است در دمشق - آن دخترِ صغیره بود مادری زِ ما

سروده شده صفر 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:49 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

بابا كجايي*اين نيمه ي شب

‏بابا كجايي*اين نيمه يِ شب*بر دخترِ خود*يكدم نظر كن

در اين خرابه*اي جانِ بابا*بر ديدنِ من*يكدم گذر كن

تاکه ببینم*این نیمه یِ شب*ای جانِ بابا*رویِ تورا من

یکدم بیا تو*اندر کنارم*در این خرابه*بنشین تو با من

در اين سه هفته*رفتي كجا تو*من را نديدي*اي جانِ بابا

كه من چه ديدم*از يك پليدي*زجر و شكنجه*در دشت و صحرا

يا ديده اي تو*اين دخترت را*امّا نديدم*من روي ماهت

حالا بيا تو*اي جانِ بابا*بنما تو شادم*با يك نگاهت

حالا بيا تو*يك لحظه بنشين*بنشان مرا تو*بر زانوانت

حالا بيا تو*در اين خرابه*بينم پدر جان*نام و نشانت

يكبارِ ديگر*خود را نشان دِه*تا كه شَوَم من*قربانِ رويت

تا كه بدانند*اطفال شامي*اي جانِ بابا*نامِ نكويت

تا كه بدانند*اطفال شامي*ما هم در اینجا*داریم بابا

تا كه بدانند*اطفال شامي*ما در مدینه*داریم ماوا

تا كه بدانند*اطفالِ شامي*بابايِ خوبم*نامش حسين است‏

فرزندِ حيدر*سبطِ پيمبر*از بهرِ زهرا*نورِ دو عين است

تا که نگویند*اطفالِ شامی*این دختر اینجا*باشد یتیمه

تا که ندانند*اطفالِ شامی*از هجرِ بابا*قلبم دو نیمه

او دید ناگه*آن نيمه يِ شب*در آن خرابه*آخر پدر را

امّا چگونه؟*در يك طبق ديد*اندر خرابه*نورِ بصر را

یک ساعتی را*در نیمه یِ شب*با راسِ بابا*او دردِ دل کرد

ناگاه خاموش*آمد صدایش*طفلِ سه ساله*جان را بَحِل کرد

غسّاله آمد*از بهرِ غسلش*امّا ببیند*جسمش کبود است

گفتا چرا این*طفل اینچنین است؟*اینسان کبودی*بهرِچه بود است؟

اندر جوابش*گفت عمّه زینب*اینها که بینی*از تازیانه است

آثارِ زجرِ*آن زجرِ بی دین*اینسان که بینی*برکتف و شانه است

ای باقری شد*در نیمه یِ شب*آخر شهید آن*طفلِ سه ساله

در روزِ پنج از*ماهِ صفر شد*روزِ عزایش*با آه و ناله

سروده شده ماه صفر سال 1399


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 20:47 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

ای رقیه الوداع ای رقیه الوداع

میرویم ازشام ویران ما سوی کرببلا - ما شدیم راحت زرنج و محنت شام بلا

ماکه شهرشام را شام غریبان کرده ایم - گنجی اندرگوشه یِ ویرانه پنهان کرده ایم

نوگلي از گلشن دين درخرابه مانده است - شام را با دفن او ماچون گلستان کرده ایم

گر که این در شهين در این خرابه دفن شد – لیک دشمن را از آن ماخانه ويران کرده ایم

لاله سان زين غم دل اولاد ماها گربسوخت - ليک آتش در بناء آل سفيان کرده ایم

دخت شاه دین رقیّه مانده درشام خراب - قلب جن وانس عالم گشته ازاین غم کباب

بی رقیه ما کنون ازشام ویران میرویم - باتن رنجوروخسته با عزیزان میرویم

قلب عالم غصه دار ازاین غم جانکاه شد - اشک غم ای باقری برچشم ثاراللّه شد

سروده شده ماه صفر سال 1397


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۱ | 16:36 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

من در خرابه ، بابا ندارم

من در خرابه ، بابا ندارم - سر رویِ خاک و ، خشتی گذارم

کی میشود باب نکویم را ببینم - ازدامنش یک دسته یِ لاله بچینم

این نیمه یِ شب ، بابا کجائی - بردیدنِ ما ، یکدم بیائی

یا سیّدی یابن النّبی بابا حسینم - این نیمه شب یکدم بیا نورِدوعینم

ای جانِ بابا ، این بیست وپنج روز - اندر فراقت ، سوزم شب و روز

یکدم بیا ای جانِ بابا در کنارم - تاکه ببینم رویِ تو ای گل عذارم

ازگریه بابا ، چشمم پرآب است - ازدوریِ تو ، قلبم کباب است

یکدم بیا سر رویِ زانویت گذارم - ازدوری تو بیش از این طاقت ندارم

ناگاه روشن ، شد آن شبِ تار - گویی که خورشید ، آمد پدیدار

اندرخرابه یک طبق آمدکنارش - گویا که خورطالع شد اندرشامِ تارش

راسِ پدر را ، اندر طبق دید - بابا برویش ، ناگاه خندید

گفتا رقیّه آمدم بر دیدنِ تو - شاید ببینم لحظه ای خندیدنِ تو

گفتا پدر جان ، اهلًا وسهلا - کردی چرا تو ، امروزوفردا

آخر به دیدار آمدی دراین خرابه - دراین شبِ تار آمدی دراین خرابه

مهمان شدی تو ، ای جانِ بابا - در این خرابه ، در جمعِ ماها

ای راس پرخون پدرمنزل مبارک - کردی دراین ویران گذرمنزل مبارک

ای جانِ بابا ، گشتم یتیمه - ازهجرتوشد ، قلبم دونیمه

ریشت چرا ای جانِ بابا گشته گلگون - بابا چرامویِ سرت گشته پراز خون

کِی این سرت را ، از تن جدا کرد - درشام و کوفه ، بر نیزه هاکرد

بابا سرت اینجا وجسمت درکجا شد - گویاکه جسمت غرقه خون در کربلاشد

کِی این گلویت ، از کین بُریده - این ظلم از کِی ، برتو رسیده

آن نیمه شب اوبا پدربس رازِ دل گفت - ناگاه شد اوبی صدا وگوئیا خُفت

شد آن خرابه ، چون مدفنِ او - دست تمنّا ، بردامنِ او

ای باقری بنگر حریم کبریا را - بنما زیارت آن حریم با صفا را

بنما دعائی ، برحامیانش - بر پاسداران ، بر دوستانش

گو، سیّدی باب الحوائج یا رقیّه - روحی و جُثمانی فدائک یا رقیّه

سروده شده به مناسبت شهادت حضرت رقیّه سال 1396


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 20:24 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

اَلسّلامُ عَلَیك رقیّه بنت الحسین

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیّه بنت الحسین(4)

رقیّه بنت الحسین – خفته بشام ازجفا

دیده بسی ظلم وكین - زمردم بی وفا

بی بی غمدیده ام – سلام من برشما

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

رقیه بنت الحسین – ستاره شام شد

گرچه ستمها براو – ازدروازبام شد

ولی ببین دشمنش – چگونه ناكام شد

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

رقیه بنت الحسین – یك حرمی باصفا

كناركاخ یزید – هست برای شما

فنای بیدادگر – هست پیام شما

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

رقیه بنت الحسین – درره شام بلا

دیده ززجرلعین – هزارجوروجفا

دوان دوان روی خار – زظلم آن بی حیا

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

بس كه پیاده دوید – اوعقب قافله

شدكف پاهای او – زكین پرازآبله

همی زداورازكین – دشمن بی حوصله

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

بس كه پیاده دوید – آبله زد پای او

صورت اوشد كبود – سیه شد اعضای او

زضرب سیلی كبود – آن رخ زیبای او

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

دخترسبط نبی – خرابه اش شد مكان

دید حقارت بسی – زمردم وشامیان

عاقبت اونیمه شب – رفت زدارجهان

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)

مدفنش اینك شده – یك حرمی باصفا

آن حرمش باقری – شدحرم كبریا

زیارت قبراو – طلب كنیم ازخدا

اَلسّلامُ عَلَیك – رقیه بنت الحسین(4)


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:23 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

رقیّه بنت الحسین

رقیّه بنت الحسین رقیّه بنت الحسین - رقیّه بنت الحسین رقیّه بنت الحسین

میخوام برم زیارت درحرم رقیّه - بوسه زنم ضریح محترم رقیّه

آن حرمی كه بوده كنج خرابه یِ شام – رقیه یِ صغیره اسیرقوم لئام

زگرمی روزها وسردی شبانه - رقیّه درعذاب است ای وای ازاین زمانه

نه نانی ونه آبی ز بهر آن اسیران - نه شمعی وچراغی زظلم آن لعینان

كنارآن خرابه یزیدمست ومغرور - مست شراب ودنیا زعقل ومعرفت دور

غافل ازاین زمانه وازستم لئیمان - به تخت سلطنت اوتكیه زده است آنسان

نیمه شبی رقیه باباروخواب میبینه - بابا میادكنارِرقیه مینشینه

یك لحظه ای پدررا میگیره اودرآغوش - اومیگه هی باباجون بابا همی كُند گوش

كجابودی بابایی دلم برات شده خون - میگن كه رفته بودی سفرتوای پدرجون

قربونت ای بابایی نروتوازكنارم - میخوام بابا سرم راروی زانوت بزارم

قصه بگی برایم توای بابای خوبم - قصه هاتوكنم گوش ای بابای محبوبم

همینجوری توی خواب اوهی میگه پدرجون - بابای خوب اوهم هی میگه آی جگرجون

دخترخوب ونازم امیدروزگارم - اگركه رفتم برات یك چیزخوب میارم

بشرطی كه آروم وساكت باشی عزیزم - هی بهانه نگیری دخترك تمیزم

عجب خوابی كه ناگه بیدارمیشه ازاون خواب - میبینه درخرابه یك ذرّه نورمهتاب

خرابه ای بدون سقف ودراست ودیوار - روی زمینِ نمناك اذیّت است وآزار

بابا یی نیست دركار كنج خرابۀ شام - یك عدّه ای اسیراند درآن خرابه گمنام

باگریه وباناله میگه باباكجارفت - رومیكنه به عمّه عمّه بابام چرارفت

عمه بابام ازسفرالآنی برگشته بود - ولی چراعمّه جون بابایی رفت خیلی زود

باگریه اش خرابه میشه یك پارچه فریاد - ازهرطرف بلنده گریه ودادوبیداد

حسین حسین بلنده نیمه شب ازخرابه - یزیددون زوحشت درغم واضطرابه

میگه چیه چرا این گریه دادوفریاد - بلنده نیمۀ شب كی داره دادوبیداد

میگن یزیدیك دختر پدررا خواب میبینه - بیدارشده ازاون خواب گریه اوهمینه

یك طبق از درونِ كاخ یزیدمیارن - توی خرابه پیش رقیّه جون میذارن

همینكه سرپوش رو ازروی طبق میگیرن - میبینن اون سری كه همه براش میمیرن

سرِعزیزِ زهرا توی طبق نشسته - ازسفرِ درازی اومده زاروخسته

اومده درخرابه رقیه شو ببینه - میبینه دخترش روچقدرنازنینه

رقیه چون میبینه سرِپدردرطبق - بحالت تعجب چشماش میشه بی رمق

میگه بابای خوبم سرت راكی بریده - كی خنجرستم را به حنجرت كشیده

محاسن شریفت چراشده است پرخون - چهره چون ماه توچراشده است گلگون

دندونای قشنگت چراچنین شكسته - چراچنین شدی توحزین وزاروخسته

چرامنِ سه ساله شوم یتیم ومحزون - چراچنین ببینم محاسنت پرازخون

پدرپدرهمی گفت درآن خرابه وشب - زناله اش بناله شداهلبیت وزینب

كه جان بداد ناگه درآن خرابه شام - مدفن اوشداینك مزارهرخاص وعام

بیابریم باقری درحرمِ رقیه - بوسه زنیم ضریح محترم رقیه

رقیه بنت الحسین رقیه بنت الحسین - رقیه بنت الحسین رقیه بنت الحسین


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:22 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |

رقیّه آن دخت صغیر حسین

رقیّه آن دخت صغیر حسین – گوشه یِ ویرانه بصدر شور و شین

گفت ایا عمه یِ نیكو سیر - آمده اكنون پدرم از سفر

بیا ببین آمده بابای من - آنكه بُوَد مونس غمهای من

بیا ببین گمشده پیدا شده - خرابه امشب شب یلدا شده

بیا كه بابم ز سفر آمده - شام رقیّه به سحر آمده

بیا كه دیگر نكنم شور و شین - نخواهم از تو پدر خود حسین

رفته حسین در سفر آخرت - به نزد جدّ و پدر و مادرت

باز نگردد دگر از این سفر - عمّه نخواهم دگر از تو پدر

یا ابتا مرا كه كرده یتیم - زدوریت كرده مرا دل دو نیم

كه سر بریده است ترا از قفا - بریده رگهای گلوی ترا

محاسنت شد ز چه رنگین بخون - دشت بلا ز خون تو لاله گون

فدای راس پاك نورانیت - سنگ جفا زدكه به پیشانت؟

كسی چنین ظلم ندید از عدو - كه تشنه لب بریده گردد گلو

بدن بروی خاك و سر روی نی - جلو برند و اهلبیتش ز پی

ز كوفه تا شام بلا روی خار - برهنه پا پیاده با حا ل زا ر

همی دویدم عقب قا فله - شد كف پا یم همه پر آبله

نا له كنا ن كنا رسرجا ن سپرد - نیمۀ شب درآن خرا به بمرد

خرا به شد مد فن آن د لغمین - شدحرمی برای آن نا زنین

شدآن خرابه حرمی با صفا - زبهرآن دخترشا ه هُدی

كا خ یزیدی شده از بن خرا ب - نقش یزیدی همه نقش برآ ب

عا قبت ظلم وستم این بود - این سخن پیمبرودین بود

ظلم وستم رانبود عا قبت - كس زستم نمی برد منفعت

كاخ ستم چه كا خ بی پا یه ایست - ظلم وستم چه كا ربی ما یه ایست

با قریا آن حرم با صفا - كنا رآن كاخ ستم شد بپا

كعبه آما ل شدآن قبرپا ك - كا خ یزیدی شده یكسا ن به خا ك

درنیمه شب میانِ خرابه سرِ پدر - بیندکه تاجراحتِ دل رل رفوکند

خوابید درخرابه که کاخ یزیدیان - با ناله یِ یتیمیِ خودزیرو روکند


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

ادامه مطلب را ببينيد
تاريخ : شنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۱ | 20:21 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |