من در خرابه ، بابا ندارم

من در خرابه ، بابا ندارم - سر رویِ خاک و ، خشتی گذارم

کی میشود باب نکویم را ببینم - ازدامنش یک دسته یِ لاله بچینم

این نیمه یِ شب ، بابا کجائی - بردیدنِ ما ، یکدم بیائی

یا سیّدی یابن النّبی بابا حسینم - این نیمه شب یکدم بیا نورِدوعینم

ای جانِ بابا ، این بیست وپنج روز - اندر فراقت ، سوزم شب و روز

یکدم بیا ای جانِ بابا در کنارم - تاکه ببینم رویِ تو ای گل عذارم

ازگریه بابا ، چشمم پرآب است - ازدوریِ تو ، قلبم کباب است

یکدم بیا سر رویِ زانویت گذارم - ازدوری تو بیش از این طاقت ندارم

ناگاه روشن ، شد آن شبِ تار - گویی که خورشید ، آمد پدیدار

اندرخرابه یک طبق آمدکنارش - گویا که خورطالع شد اندرشامِ تارش

راسِ پدر را ، اندر طبق دید - بابا برویش ، ناگاه خندید

گفتا رقیّه آمدم بر دیدنِ تو - شاید ببینم لحظه ای خندیدنِ تو

گفتا پدر جان ، اهلًا وسهلا - کردی چرا تو ، امروزوفردا

آخر به دیدار آمدی دراین خرابه - دراین شبِ تار آمدی دراین خرابه

مهمان شدی تو ، ای جانِ بابا - در این خرابه ، در جمعِ ماها

ای راس پرخون پدرمنزل مبارک - کردی دراین ویران گذرمنزل مبارک

ای جانِ بابا ، گشتم یتیمه - ازهجرتوشد ، قلبم دونیمه

ریشت چرا ای جانِ بابا گشته گلگون - بابا چرامویِ سرت گشته پراز خون

کِی این سرت را ، از تن جدا کرد - درشام و کوفه ، بر نیزه هاکرد

بابا سرت اینجا وجسمت درکجا شد - گویاکه جسمت غرقه خون در کربلاشد

کِی این گلویت ، از کین بُریده - این ظلم از کِی ، برتو رسیده

آن نیمه شب اوبا پدربس رازِ دل گفت - ناگاه شد اوبی صدا وگوئیا خُفت

شد آن خرابه ، چون مدفنِ او - دست تمنّا ، بردامنِ او

ای باقری بنگر حریم کبریا را - بنما زیارت آن حریم با صفا را

بنما دعائی ، برحامیانش - بر پاسداران ، بر دوستانش

گو، سیّدی باب الحوائج یا رقیّه - روحی و جُثمانی فدائک یا رقیّه

سروده شده به مناسبت شهادت حضرت رقیّه سال 1396


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارحضرت رقیه س

تاريخ : یکشنبه بیستم آذر ۱۴۰۱ | 20:24 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |