اَلا ای اهلِ عالَم، رهبرِما - آقا سیّدعلی، تاج سرِ ما

اَلا ای اهلِ عالَم، رهبرِما - آقا سیّدعلی، تاج سرِ ما

شبیهِ جدِّ خود شد اربًا اربا - کنون رفت از میان، آن سرورِ ما

صد و سی روزه آن جسمِ شریفش - بدونِ غُسل و کفن و دفن مانده

صد و سی روزه از یارانِ دیرین - در این دور و بَرا هیچکس نمانده

اگر چه رفته است او اَز بَرِ ما - ولی سید مجتبی شد جانشینش

چو او رفته، ولی تنها نرفته - شُد آن یارانِ دیرین هم نشینش

حرامیها از آن صفهایِ اول - چه گلهایی که از این باغ چیدند

چنین زیبا گلانی را در این باغ - به چشمانِ حسودِ خود ندیدند

چه سردار و چه سرلشکر، سپهبُد - شهید از ظلمِ امریکایِ بی دین

بِه دریا و هوا و در زمین اند - مُدافع از وطن، از دین و آئین

سپاهی، ارتشی و انتظامی - زِ دریائی، زمینی و هوایی

تمامی جانِ خود اَز بهرِ ایران - فدا کردند، بی چون و چرایی

زِ ظُلم امریکا بر ما چه ها شد - تمامِ کشورِ ما کربلا شد

نبودی رهبرِ ما، تا ببینی - به قلب شهرها خونها بِپا شد

صدوپنجاه و شش تن را به میناب - ز بُمب امریکا آتش کشیدند

صدوپنجاه و شش خانه به میناب - شبانه روز، عزادارِ شهیدند

مساجد را، حَرَم را، خانه ها را - زِ بُمبِ امریکا آوار کردند

به دَه ها شهر ودِه، دَه ها نفر را - شهید و زخمی و بیمار کردند

به هَر شهر و به هَر کوی و خیابان - ببینی ملّتِ خونخواهِ ایران

صد و اَندی گذشت، هر روزوهرشب - بُوَند آماده یِ پیکار، شیران

بِیادِ رهبرِ محبوبِ اُمّت - عزا بگرفته است این مُلک و مِلَّت

بلی، ای باقری، از پیر و بُرنا - همه دارند اُمّیدِ شفاعت

سروده شده تیر 1405

دیدی چگونه رهبرم از این جهان رفت

دیدی چگونه رهبرم از این جهان رفت - وقتِ سحر تا محضرِ صاحب زمان رفت

او رفت و جاویدِ زمانِ خویش گردید - صد حیف شُد که از میان رودِ روان رفت

با بُمبِ آمریکائیان رفت است آقا - از جمع ما ایرانیان رفت است آقا

گشته شهید راهِ حق اندر سحرگاه - در دفترِ کار از میان رفت است آقا

آتشفشان از سینه ها برپاست اکنون - از داغِ او در جانِ ما غوغاست اکنون

پنهان شد او از چشمهایِ ملّت، امّا - سیمایِ او در قابِ دل پیداست اکنون

داغش بگیرد دشمنِ بی دین وایمان - آتش زَنَد بر دودمانِ کاخِ شیطان

پر گشته است از بُغض وکینه این دلِ ما - چون ابربارَد چشمِ اشک آلودِ ایران

جز شیعه یِ مولا کسی مردِ خطر نیست - یار و مُریدِ مرتضی اهلِ ضرر نیست

مشت گره کرده ی تو فهمانده به عالَم - هیچکس به عالَم ازتو«کشوردوست»ترنیست

بیمی ز طوفان نیست وقتی ناخدا هست - سیّدعلی رفته‌ست، سیّدمجتبی هست

باشد عصا در دستِ یک موسایِ دیگر - لطفِ خدا تا آخرِ این ماجرا هست

غم نیست ما را چونکه در راهِ خدائیم - در این ولایت ماهمه اهل ولائیم

ای "باقری" سیّدعلی رفته است، اکنون - ما جملگی سربازِ سیّد مجتبائیم

سروده شده تیر 1405

اَلا اَی رهبرِ این مُلک و مِلّت

اَلا اَی رهبرِ این مُلک و مِلّت - تو بودی دائمًا فکرِ شهادت

تو بهرِ رفتنت آماده بودی - وَ آخر شد نصیبت این سعادت

صدوسی روزه اَز دیدارِ مردم - گذشته است و نمی آید صدایت

صدوسی روزه که در آخرین بار - شنیدیم آخرینِ گفته هایت

صدوسی روزه بویِ گل نیومد - صدایِ او چنان بلبل نیومد

برین در آن حسینیّه ببینید - که دیگر باغبانِ گل نیومد

خیابانِ «کشور دوست» آخرین بار - همه در شوقِ دیدارِ تو بودند

ولی ای یوسفِ زیبایِ ملّت - تو را گرگان، زِ بینِ ما ربودند

تو اَی آقایِ کشور دوست، آخر - فدا گشتی به راهِ دین و ملّت

تو آخر آرزویِ خود رسیدی - نهایت آرزویت بُد شهادت

تو پیشاپیش یک دستت بدادی - به راهِ انقلاب و دین و قرآن

شدی جانبازِ راه حق تعالی - بدستانِ یکی مزدورِ شیطان

نمازِ جمعه شد چون کربلایت - که خونت ریختند آن دشمنانت

شده شاد آمریکا از آن ترورها - ولی، رنجور جمعِ دوستانت

ولی با آن تنِ مجروح و خسته - شدی در خطبه ها چون شیرِ غرّان

نه ترسی، نه هراسی، زان ترورها - نمودی حمله بر اتباعِ شیطان

ترامپ و صهیونیست و دشمنانت - به روز و شب بُدند در فکرِ جانت

در آخِر سَر تو را با بمب و موشک - جدا کردند از ما دوستانت

تو را با آن عروس و طفلکِ زار - وَ داماد، همسر و یارانِ سردار

گرفتند عاقبت زین مُلک و مِلّت - به بمبِ آن یهودیهایِ مکّار

سپس چون اِبنِ سعدوشمروخولی - زِ بعدِ قتلِ تو شادی نمودند

ولی، مستضعفینِ کُلِّ دنیا - برایِ تو عزاداری نمودند

علی جانم علی جانم علی جانم - شُدی آخر شهید، سیِّد علی جان

به بمبِ آمریکايی، صهیونیستی - شهیدِ راه حق, اسلام و ایران

کنون ای "باقری" ایران، عزادار - شده از بهرِ آن سردار و سالار

برایِ رهبرِ این مُلک و مِلَّت - شده مِلَّت همه در غم گرفتار

سروده شده تیر ۱۴۰۵


اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: آقای شهید ایران

تاريخ : سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ | 13:54 | تهيه وتنظيم توسط : حجت الاسلام سیدمحمدباقری پور |