حجاب است دستورِ قرآنِ ما - حجاب است فرمانِ یزدانِ ما
حجاب و حَیا هَم اَز ایمان بُوَد - وَ دَستورِ واجب زِ قرآن بُوَد
حجاب است در سوره یِ مؤمنون - که باشند بر فرجها حافِظون
وَ دَر سوره یِ نور پُر نور شُد - وَ اَحزاب و هَم کوثر و طور شُد
حجاب است یک ارثی اَز فاطمه - برایِ زنان، دختران و هَمَه
حجاب اَز خدیجه است و اَز مریم است - وَ دستورِ پیغمبرِ خاتَم است
یکی آیَه در سوره یِ نور هست - که آن آیه بسیار پُرنور هست
بُوَد آیه یِ سی و یِک در کِتاب - که فرمانِ حق است وحرفِ حِساب
وَ آن ضِدِّ فرمانِ شیطان بُوَد - همانی که گفته خدا: آن بُوَد
در آن آیه: فرمانِ قُل لِلمُؤمنات - بُوَد از خدا، مَاحِیَ السَّیِّئَاتِ
"وَیَغضُضنَ اَبصارَهُنّ" اَز گناه - نسازند اَعمالِ خود را تَباه
خدا گفته اَست: ای پیمبر بگو - به زَنهایِ با دین و با آبرو
ببندند چشمانِ زیبایِ خویش - زِ نامَحرمان و زِ اَعدایِ خویش
"وَیَحفَظنَ" عَورَت، وَ اَندامِ خود - زِنامَحرمان و دَر و بامِ خود
بپوشند اَز دید، اَعضای را - سر و گردن و سینه و پای را
کنند حِفظ، از دیدِ مَردان فُروج - خُصوصًا زَمانِ سوارِ سُروج
خیابان و بازار و نامَحرمان - نمایند از دیده، زینت نِهان
بُوَد اَمن وآسایشِ اِجتماع - بَرَد پیر و بُرنا از آن اِنتِفاع
چوپوشیده باشد،سَر و ران و ناف - شیاطین کُنَند، تیغهادَرغِلاف
زمینه نَمانَد برایِ فَساد - وَ بازارِ شیطان، بگردد کَساد
به کوی و خیابان، زنِ بی حجاب - زَنَد بَر جوانان، ضَرَر بی حساب
به کوی و خیابان، زنِ لُخت و عور - نماید فساد و بسی شَروشور
نگاهی به آیاتِ اَحزاب کُن - وَ آیات را بَهرِ خود قاب کُن
و آن آیه است: سی وَدو،سی وَسِه - وَپنجاه ونُه است وَپنجاه وسِه
بُوَد اَمر و فَرمانِ حَق بَرحِجاب - که اَمرِ خدائی بُوَد دَر کِتاب
"جَلابیبِهِنّ..."، هَست، نَوعی حِجاب – بَرَد بانوان را بِراهِ صَواب
زَنِ مُؤمن و پاک و نیکو سَرشت - بُوَد عاقِبت اَز زَنانِ بهشت
زنِ بی حجاب و زنِ بی حیا - سر و گردن و ناف کرده رَها
به کوی و خیابان و در اِجتماع - رها گشته همچون حِمار و سِباع
چنین بی حِجابی است، خود دوزخی - پس از مرگ، دارد چه بَد بَرزَخی
بود ضِدِّ زهرا، زنِ بی حِجاب - بُوَد ضِدِّ قرآن و وحی و کتاب
بُوَد آنچنان که نبی گفته است - علی هَم چنان او دُری سفته است
نبی و علی، اینچنین گفته اَند - به آخرزمان، مردم آشفته اَند
مَفاسِد شَوَد، آشکار آن زمان - خُصوصًا، مَفاسِد میانِ زنان
زنانی که باشند پُر مُدَّعا - بِه کوی و خیابان، همیشه رَها
کنند زُلف و ناف و شِکَم را عَیان - جُنُودِ شیاطین، شَوَند این زنان
به وَسواسِ خَنّاس، ماننده اند - به جِن و شیاطین، هَماننده اند
شَوَند این زنان، "کاشِفات"، "عارِیات" - وَدَرفِتنه ها، این زَنان، "داخِلات"
بسویِ مفاسِد شَوَد "مائِلات" - اَز اِسلام و دین، میشوَد "خارِجات"
زنانی که مانندِ مردان شَوَند - دچارِ گناهان و عِصیان شَوَند
شَیاطین بر آنها نمایَد حُلول - نموده است، لَعنَت خدا وَ رَسول
به آنان که گشتند ضِدِّ حجاب - بگو: این بُوَد ضِدِّ وَحی و کِتاب
وَ در سوره یِ طور هم آیه ای است - که برمردوزن،نیک سرمایه ای است
در آن آیه هَم هَست حکمی جُدا - که گفته است : وَاصبِر لِحُکمِ خدا
تو میباش بر عهد و پیمانِ حَق - نَما صَبر بر حُکم و فرمانِ حَق
خدا دائمًا بر تو دارد نَظَر - نما اَز گناه و زِ عِصیان حَذَر
کتابِ حجابِ شهید مرتضا - بخوان تا شوی اَز حجابت رِضا
ز دشمن حَذَر کُن که با توطئه - زَنَد ریشه یِ مسجد و صومعه
که با بی حجابی و بی عفِّتی - زند ریشه یِ اُمَّت و مِلَّتی
چو در جَمع گردد رواجِ فساد - رَوَد زحمتِ سالیانی بِباد
زَ زِ آ یکی نقشه یِ دشمن است - چنین توطئه، کارِ اهریمَن است
عدو از زنان هَم بَرَد بهره ها - چو بَلعَم که کرده زنان را فدا
زنان را فرستاد، میدانِ جنگ - عدو فاتِحِ جنگ شُد بی تفنگ
زنِ بی حجاب، اَنگَلِ اجتماع - بَرَد دشمن از بی حجاب اِنتِفاع
زنِ فاسد و مُفسد و بی حجاب - شَوَد مایه یِ درد و رنج و عذاب
زنِ فاسد و مُفسِد و خود سِتا - بُوَد همچنان کژدم و اژدها
زن و اژدها هردو در خاک بِه - جهان پاک از این هردو ناپاک بِه
چنین گفت سعدِیِ شیرین زبان - به ذِکرِ صَلاح و فَسادِ زنان
دلارام باشَد زنِ نیکخواه - وَلیکن زنِ بد، خدایا پناه
پَس، ای خواهرم، مادرم، دخترم - حِجاب و حَیایَت، کُنَد مُحتَرَم
به بازار و در کوی و بَرزَن بپوش - لباس حیا را، نشو تن فروش
بدان قدرِ خود را توئی پُر بَها - بپوشان بَدَن را، نشو تَن نَما
بِه هَشتاد سال و گَهِ مُردَنَت – بِپوشان، تو نیکو سَر و گَردَنَت
شَوَد "باقری"، جامعه ی با حِجاب - هَمانی که گفته خُدا دَر کِتاب
شَوَد،جامعه،جامعه ی مَهدَوی - شَوَد اَمن و اَز هَر فسادی بَری
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارگوناگون
