یاهو یاهو، یامَن هو - یا مَن لَیسَ اِلّا هو
ما دُنبالِ مَولائیم - بعضی دُنبالِ آهو
کاراست آن کارِ خوبی - که او از ما پسندد
ما، دَر پَیِ کارِ خود - هستیم، دور از هیاهو
بد گفتن و خوب گفتن - در ما اَثَر ندارد
در سالادِ غذا مان - چه گل کلم چه کاهو
با نان وماست، میشیم سیر - اگرکه شد با پنیر
از برایِ این شِکَم - هرگز نمیشیم دلگیر
قانع مِثالِ قاشق - هی ذَرّه ذَرّه خوردن
نَه که حریص باشی - به مِثلِ دیگ و کفگیر
یک خونه یِ چل متری - بس است برای زندگی
برایِ چار صد متری - باید کنی بندگی
برایِ این صدساله - حرص وطمع عذابه
اگر که قانع باشی - زندگی خیلی نابه
ماشین چندملیاردی - با وام و قرض و قوله
وقتِ رسیدِ قسطاش - میشی تو کج وکوله
آخِرِ بُرج که میشه - شب دیگه خواب نداری
برای دادنِ قسط - میشی تو اسبِ گاری
اونوقت دیگه پُز دادن - اَزِت میشه فراموش
مقابلِ اون ماشین - میشی مِثالِ خرگوش
با حِرص و بُخل و طَمَع - در جَمعِ مالِ دنیا
گردی تو پیشِ وُرّاث - اَز جمعِ بدترینها
اگر که گنج قارون - بگذاری بَهرِ وارِث
بازم تو بدترینی - فقط شُدی تو حارِث
یک ماشینِ قدیمی - که حرص و جوش نداره
غُصّه یِ مُدل بالاها - آخر غمباد میاره
اگر آبدارچی باشی - حرص و جوش هَم نداری
ولی اگر رئیس شی - از خواب هَم کم میاری
البتّه بهرِ خدمت - رئیس شدن چه خوبه
نه آنچنان رئیس که - هَمَش تو چارچوبه
اگر میخوای که صد سال - تو دنیا زنده باشی
باید که با قناعت - خدا را بنده باشی
نماز اَوَّلِ وقت - به صبح و ظهر و شبها
کمی دعا و قرآن - وَ ذِکرِ روی لبها
به صُبح و اَوَّلِ وقت - از خونه راه بِیُفتی
برای کاروکوشش - نه بَهرِنانِ مُفتی
کاروتلاش وکوشش - به گفته یِ پیمبر
بعدِ نماز و قرآن - عبادتی است دیگر
نانِ حلال تو سُفرَت - بشینه با قناعت
میشَوَد ای باقری - زندگی با حلاوَت
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارگوناگون
