روزِ نیروی اِنتظامی، مِهرماه - هَست بَهرِ اِنتظامی یِک پِگاه
روزِ نیروی اِنتظامی، مِهرماه - هَست بَهرِ اِنتظامی یِک پِگاه
سیزده یِ مهر است آن روزِ بزرگ - که بُوَد بَهر فراجا بس سُتُرگ
مهربانی و غَضَب باشد دو بال - با فَراجا همره است، در ماه و سال
با فراجا و پُلیسَش، شهرها - هَست در اَمن و اَمان اَز فتنه ها
هست نیرویِ فراجا روز و شب - بَهرِ اَمنِیَّت مُدامًا در تَعَب
نیست، اَندر انتظامی، خستگی - نیست، خواب آلودگی، دل مردگی
جملگی آماده بهرِ خدمتند - روز و شب در خدمتِ امنِیّتند
نَظم و امنِیّت نماید بر قرار - هست امنِیّت مُدامَا پایدار
با فراجا هست اَمنِیّت بپا - در خیابانها، محلها، کوچه ها
ما که شب خوابیم در اَمن و اَمان - با فراجا، اَمن باشد هَر مَکان
اَمن باشد کوچه ها و خانه ها - با فراجا، شهرها، هَم جاده ها
شب همه خوابند وبیدار است پلیس - روز و شب بیدار و هُشیار است پلیس
ما اگر هستیم شَب مشغولِ کار - چون فراجا هست پشتیبان و یار
هست اَمنِیَّت اگر در کوه و دشت - چون فراجا دائم است در حالِ گشت
گر بُوَد اَمن و اَمان شهرودِیار - اِنتظامی دائِم اَست دَر پایِ کار
دشت و جنگل، کوه و دریا هر کجا - با فراجا هست اَمنیّت بپا
چون فراجا هست و نیرویِ غیور - میبرد دشمن تجاوز را بگور
چون که باشد انتظامی هوشیار - میشَوَد جاسوسِ دشمن آشکار
چند جاسوسی که افتاده به چنگ - در زمانِ اِغتشاش و وقتِ جنگ
عدّه ای با اِنتظامی دستگیر - گشته اَند، اَز مرد و زن، بُرنا و پیر
اِنتظامی مَردها، پا دَر رِکاب - روز و شب باشند، دَر راهِ صَواب
در زمانِ صُلح و هَم در حالِ جنگ - اِنتظامی هَست بَر دوشش تفنگ
اتّفاقی گر بیُفتد در مَحَل - با فراجا میشود موضوع، حَل
گر نزاعی رُخ دَهد در یک مکان - با فراجا میشود اَمن و اَمان
لات و لوت و مَست و چاقوکش، هَمَه - دارد از گشتِ فراجا واهمه
گر کَشَد یک لات، چاقویِ خِلاف - با ۱۱۰ میکند فورًا غلاف
گرکه دزدی هَست دنبالِ شِکار - چون رسد مامور، گوید: اَلفرار
چون رسد گشتِ ۱۱۰ در مَحل - میشود دعوا و کَل کَل زود حَل
چون ترافیکی به چار راهی رَسَد - چون پلیس آید گره وا میشود
انتظامی، مُؤمن و با هِمّت است - از ستونِ مُحکمِ امنیّت است
انتظامی و فراجا و پلیس - اَز وظیفه تا گروهبان و رَئیس
بهرِ اَمنِیّت شهیدانی زِیاد - در رهِ اسلام و دین، از دَست داد
گفت: رهبر، حضرت سید مجتبی - با فراجا هست امنیّت بِپا
گفت: رهبر، با فراجا برقرار - نعمتِ امن و امان است پایدار
هست مِلّت قدر دانِ زَحمتش - قدردانِ همّت و امنیّتَش
بهترین نعمت، برایِ هر مکان - صحّت است و نعمتِ اَمن و اَمان
صبحگاهان، جمله خوانیم این سُرود - رحمتِ حق بر شهیدان و درود
جمله خواهانیم شام و صُبح ها - صِحَّت فرماندهِ کُلِّ قُوا
اَلغَرَض ای "باقری" اَمن و اَمان - با فراجا میشَوَد در هَر مَکان
سروده شده به مناسبت هفته فراجا
هفته فراجا و انتظامی مبارک
اين مطلب درفهرست عناوين مطالب-رديف: اشعارگوناگون
